9 مرداد 1389

شورا از منظر امام خميني (ره)

شورا از منظر مقام معظم رهبري

رهنمودهاي مقام معظم رهبري

گزيده سخنان امام و رهبري

آلبوم تصاوير

 جستجو در پايگاه:
 

معرفي شورا

دبيرخانه شورا

مصوبات شورا

پژوهشهاي فرهنگي

نهادهاي فرهنگي

نقشه پايگاه

صفحه اصلي > معرفي شورا > در محضر ولايت > شورا از منظر مقام معظم رهبري > در ديدار با اعضاي شورا

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى

21/09/68

بسم الله الرحمن الرحيم

 

اولاً بايد به آقايان محترم و برادران عزيز خوش آمد بگوييم به خاطر اين ديداري كه براي من چند سال مأنوس بود و حالا فاصله‌اي افتاده و امروز خوشحال هستم از اينكه آقايان را زيارت مي‌كنم، همين طور بايد قدرداني و تكريم خودم را نسبت به اين نهاد مهم يعني شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه حضرت امام فقيدمان (رضوان الله عليه ) پايه‌گذاري كردند- هم در شكل ستاد انقلاب فرهنگي و هم به شكل تكامل يافته آن به صورت شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه بحمدالله الان هست- ابراز كنم، ايشان بنيانگذار و حكم‌دهنده اين تأسيسات بودند. بايد قدرداني و تكريم خودم را نسبت به اين مجموعه ابراز كنم.

من معتقد بودم و همچنان هستم كه اين شوراي عالي مي‌تواند كارايي زيادي براي پيشبرد فرهنگ كشور داشته باشد و كمك بزرگي است به وزارتخانه‌هايي كه متصدي و مباشر كار فرهنگي هستند و همه بحمدالله در اين مجموعه عضو و شريك هستند و ازاين تركيب و اين وضع بنده هم خيلي خوشحال و خشنود هستم. جناب آقاي هاشمي فرمودند كه شورا افت كرده، من اين را هيچ اعتقاد ندارم، من معتقد هستم شورا بحمدالله الان با حضور آقايان كه تشريف داريد، بخصوص با توجه به حضور مستمر جناب آقاي هاشمي خيلي وضع آن بهتر و فعال‌تر شده است. آن وقت هم من عقيده‌ام همين بود ؛ جلساتي كه ايشان شركت مي‌كردند جلسات كارامد و برش‌داري بود و پيشرفت در آن محسوس بود و حالا ايشان بي‌دردسر و بي‌دغدغه همه جلسات را بحمدالله شركت مي‌كنند، به ياد آن وقتي مي‌افتم كه ما كمتر، بخصوص به خاطر اشتغالات ايشان در امر جنگ موفق مي‌شديم در اين شورا ايشان را زيارت كنيم و خوشحالم از اينكه الحمدلله ايشان هستند، تركيب هم تركيب خيلي خوبي است.

آن نكته‌اي كه به نظر من خيلي مهم است اين است كه ما فرهنگ اسلامي را، فرهنگ كشور را كه حالا شوراي عالي انقلاب فرهنگي هدف‌هاي آن را تعقيب مي‌كند، منحصر نكنيم به فرهنگ آموزشي، تحصيلي، كلاسي و مدرسه‌اي بلكه يك بخشي از اين فرهنگ، فرهنگ عمومي است كه نفس حضور وزارت ارشاد در اين مجموعه و آشنايي‌ها و آگاهي‌هايي كه آقايان اعضاي اين جلسه مخصوص در مسائل گوناگون فرهنگي دارند خود شاهد بر اين است كه بر اين بدنه در اين قسمت هم اهتمام زيادي شده است.

ما اين را بايد باور كنيم و همه دست‌اندركاران فرهنگ كشور بايد باور كنند كه ما امروز آماج تهاجمات فرهنگي دشمنانمان هستيم، هم به صورت آميختن فرهنگ انقلابي ما و چيزهايي كه آن را از خلوص و كارايي مي‌كاهد و هم به صورت مانع تراشيدن بر سر تربيت انسان‌هاي كارامد و متخصص كه مي‌توانند كشور را اداره كنند. شكي نيست كه دشمن نسبت به همه اينها برنامه‌ريزي كرده است، هم به صورت جذب و هم به صورت ربودن مغزها و استعدادهاي درخشان از ميان ما. اين را مي‌دانيم كه روي اين نسبت به همه كشورهاي جهان سوم از جمله كشور ما و بخصوص با توجه به انقلاب اسلامي و خطراتي كه آن انقلاب براي استكبار دارد، نسبت به كشور ما به طور ويژه برنامه‌ريزي كرده‌اند تا نگذارند كه مغزهاي كارامد و درخشان و استعدادهاي برجسته ي اينجا رشد كنند، يا بمانند؛ و برنامه‌ريزي دارند، پول خرج مي‌كنند. آنها اصلاً دستگاه هايي در اختيار دارند براي اينكه شناسايي كنند استعدادهاي درخشان را در كشورهاي مختلف و آنها را چه در دوران كودكي و جواني و نوجواني و چه در دوران به ثمر رسيدن و كارايي بربايند. خوب ما از همه طرف مواجه هستيم با دشمني و خصومت دشمنان اساسي و فرهنگي خود در عالم كه نگذارند در زمينه فرهنگ عمومي و چه در زمينه كار مدرسه و تربيت نيروي انساني به مقاصد خودمان برسيم.

ما بايد متناسب با دشمني دشمنان و خصومت آنها در مسأله فرهنگ عمومي برنامه‌ريزي كنيم. همين كه ما مشاهده مي‌كنيم در جامعه ما فرضاً با وجود دستگاه‌هاي اداري كارهاي مردم روان انجام نمي‌گيرد، در پيچ و خم ادارات و دستگاه‌هاي دولتي امروز و فردا مي‌كنند و دردمندانه و دلسوزانه با كار مردم برخورد نمي‌كنند ،گاهي اين مسائل در بعضي از ارگان‌ها، بخصوص بعضي از آنها كه شكايت‌هاي زيادي از آنها مي‌شود مشاهده مي‌شود اين به خاطر يك نقص و بيماري فرهنگي است. اينكه ما مشاهده مي‌كنيم افراد كارامد فكريمان در دانشگاه‌ها و كارگاه‌ها و در مراكز تحقيق به نوآوري‌هايي كه براي يك محقق نان، آب و شهرتي ندارد اما زحمت زيادي دارد كمتر تن مي‌دهند و به كارهاي آسان‌تر و سهل‌تر تسليم مي‌شوند اين يك بيماري فرهنگي است. خوب اين تحقيقات عظيم كه در دنياي علم شده به وسيله چه كساني شده است؟ غالباً به وسيله كساني است كه در دوره تحقيق مردمان نام‌آوري نبودند و روي عشق به تحقيق، عشق به علم و عشق به محصول كار تحقيقي خودشان يك كاري را با زحمت شروع كردند و رنج آن را بر خودشان هموار كردند و نتيجه‌اش يك چيز عظيم براي يك ملت شده است. البته سياست‌هاي بدخواهانه از آن محصول علمي و تحقيق استفاده كردند، ما سوء استفاده سياست‌ها را به حساب نفس تحقيق و انگيزه تحقيق كه نمي‌توانيم بگذاريم، ما اگر اينها را كم داريم در مي‌يابيم كه آن ناشي از يك بيماري فرهنگي در ما است و ما اين را بايد علاج كنيم، اين ربطي به كار مدرسه و دانشگاه ندارد، اين يك نگرش، فعاليت و تلاش فرهنگي سازمان يافته ديگري را مي‌طلبد و ما بايد اين را انجام بدهيم. يعني حقيقتاً يكي از كارهاي مهم شوراي عالي انقلاب فرهنگي نگرش به فرهنگ عمومي و پيدا كردن و شناختن بيماري هاي فرهنگي امروز و پيدا كردن علاج اين بيماري‌ها با ديد متعصبانه و البته دردمندانه و انقلابي و توصيه آن به دستگاه‌هاي گوناگون مي‌باشد كه يك بخش مهم كار است و شوراي عالي انقلاب فرهنگي خوب است كه به اين قضيه برسد.

بخش عمده فوريتر، همين بخش مربوط به فرهنگ كلاسي، آموزشي، تخصصي، انسان‌سازي به معناي تربيت آدم‌هاي كارامد و نيروي انساني است، در حقيقت توليد نيروي انساني كارامد براي اداره انقلاب كه اين از دبستان‌‌ها، حتي ما قبل دبستان‌ها تا حدودي شروع مي‌شود تا دانشگاه‌ها، مراكز تحقيق و مراكز عالي كه آقايان مكلف هستيد به تأمين، اداره و بهسازي آن. من نقايصي كه وجود دارد تا حدودي مي‌دانم، آقايان هم بهتر از من مي‌دانند. دبستان‌ها و دبيرستان‌هاي ما مشكلات و نقايصي دارند، دانشگاه‌هاي ما از لحاظ ضعف كيفيت ، اگر چه به كميت در سال‌هاي اخير مقداري توجه شده ، ناگريز هم بوده ، شايد چاره‌اي هم نبوده ليكن پايين بودن كيفيت در دانشگاه‌ها چيزي است كه مورد قبول و آگهي همه دست‌اندركاران است. به علت مشكلات مراكز تحقيقاتي و افسردگي محققين، ايشان نشاط لازم را براي كار تحقيقي ندارند. اين يكي از مشكلاتي است كه الان وجود دارد. معلمين و اساتيد، چه در دانشگاه‌ها و چه در مدارس، دچار مشكلات فراوان هستند، آن شوق و انگيزه‌اي كه يك نفر آدم را بكشاند به سراغ تعليم، وابسته به چيزهاي گوناگوني است كه برخي از آنها انصافاً لنگ است. مسائل مادي تأثير دارد، احترامات معنوي تأثير دارد، حرمت گذاشتن به استاد، چيزي است كه در اسلام به آن اهميت داده شده كه شاگرد بايد استاد را احترام كند، چيزهايي است كه وجود دارد. همه اينها نقايصي را به وجود آورده است كه احتياج داريم ] به رفع آن [ ، شايد طبق آماري كه من ديدم چهل درصد كم داشته باشيم. وضع فضاي آموزشي مدارس و دانشگاه‌ها هم از اين قبيل است، يعني اين نقايص را نمي‌شود نسبت داد به اشخاص يا به مديران و تدبيركنندگان. بسياري از اينها ناشي از وضع ما است. ما در اين چند سال گذشته گرفتار جنگ، كمبودها، محاصره اقتصادي و فشارهاي گوناگون اقتصادي دشمن بوديم، طبيعي است يك مقدار از اين نقائص يعني عمده اين نقائص، ناشي از اينهاست ليكن اين چيزي كه امروز مي‌توان آن را مورد نظر قرار داد اين است كه دستگاه فرهنگي كشور هست براي اينكه اين نقائص را يكي پس از ديگري برطرف كند.

مسأله پول و بودجه در كار فرهنگي بايد يك مشكل عمده به حساب نيايد؛ به اين معنا كه ما مشكلات و نقائص فرهنگي را در رديف نيازهاي بودجه‌اي در آخر ليست قرار ندهيم، بلكه در اوايل ليست قرار بدهيم و اگر درست فكر كنيم، آن به صرفه اقتصادي مملكت هم هست، كشور زيان نخواهد كرد از اينكه ما بودجه بيشتر و امكانات بيشتري را به كارهاي فرهنگي متوجه كنيم، بخصوص بخش فرهنگي و ‌آموزشي؛ زيرا كه خود اين براي آينده كشور توليد امكانات مي‌كند و نيروي انساني همه چيز است براي يك كشور. ما نيروي انساني نداشته باشيم هيچ چيز نداريم.

من مطالعه مي‌كردم چند سال قبل از اين روي بعضي از كشورهايي كه سال ها پيش از ما انقلاب كردند و توفيق‌هايي هم در عرصه‌هاي اقتصادي فني به دست آوردند، اينها بيشترين برنامه‌ريزي و تكيه را در اوايل انقلاب گذاشتند روي تربيت نيروي انساني؛ به طوري كه بعضي از كشورها در حال حاضر نيروي انساني و كارامد و ماهر را صادر مي‌كنند، يعني كشور خودشان سرريز شده ، بي‌نياز شده از جهات ديگر، كشور آنها آماده قبول اين همه متخصص نيست. يعني وضع اقتصادي آنها جوري نيست كه اين همه تخصص را بتوانند مصرف كنند، اين است كه به كشورهاي ديگر صادر مي‌كنند و همين نيروي انساني است كه آنها را عليرغم نداشتن درآمد كلاني مثل نفت- كه ما بحمدالله از آن برخوردار هستيم- به سطوح خوبي رسانده است. اين قسمت را از اين جهت عرض كردم كه اگر ما امروز بودجه ارزي يا ريالي را متوجه كنيم به كار فرهنگي بايد توجه كنيم اگر در كوتاه مدت به درد كارهاي اقتصادي ما و گردش هاي امور اقتصادي و كشور ممكن است نخورد، اما طي مدت طولاني‌تري عايدي آن فوراً به خودمان برمي‌گردد. اين يك مسأله است و مثلاً حالا مسأله انتشار، مسأله كاغذ مطرح است بايد بتوانيم كتاب و نشريه علمي در اختيار داشته باشيم. كاغذ را در اختيار دستگاه‌هاي فرهنگي بايد گذاشت تا بتوانند انجام بدهند. اين يك مسأله است كه در نگرش عرصه فرهنگي كشور ما توجه كنيم به تربيت نيروي انساني.

يك مسأله بخصوص در داخل دانشگاه‌ها- البته مدارس هم هستند، ليكن دانشگاه‌ها مهمتر هستند- و آن مسأله ذهنيت دانشجويان و جوانان و اعتقادات آنها و روحيه اسلامي و انقلابي آنها است كه بايد خيلي توجه كرد، جوانان موتور يك جامعه هستند، حقيقتاً راه‌اندازنده حركت‌هاي خيلي بزرگ در جامعه هستند هم حركت‌هاي مثبت و هم حركت‌هاي منفي و اگر ما بتوانيم اين مجموعه جوان با فرهنگ را كه در نقطه‌اي به نام دانشگاه جمع هستند به سمت روحيه انقلابي و اسلامي جهت بدهيم، به نظرم مي‌رسد بزرگترين سود را كشور و انقلاب از اين بابت خواهد برد. در گذشته دانشگاه نقطه‌اي بود كه در آن بي‌فرهنگي بيش از جاهاي ديگر يا در رديف بدترين جاها بود و اين كاري بود كه رژيم گذشته و دستگاه‌هاي فرهنگي گذشته اين را دنبال مي‌كردند و توجه داشتند اين كار در دانشگاه‌ها انجام بگيرد و مقاصد سياسي پشت سر اين بود.

امروز به نظر من بايد جوري باشد كه ورود به دانشگاه مثل ورود به حوزه علميه باشد، همچنانكه در حوزه علميه انسان معرفت دين و تعبد مي‌آموزد، در دانشگاه هم كه كسي وارد شد حتي اگر از مباني اسلامي و انقلابي هم فاصله دارد وقتي به دانشگاه پا گذاشت اين چهار سال و پنج سال كه در دانشگاه هست آن را با مباني اسلامي و انقلابي آشنا كند و آن را متعبد كند. لذاست كه به تربيت ديني و گرايش‌هاي انقلابي و روحيه پرشور انقلابي جوانان در دانشگاه بايد اهميت داد و با زبان هم فقط نمي شود، آنهايي كه مؤثر هستند واقعاً بايد از كساني باشند كه اين انقلاب را از بن دندان قبول داشته باشند، آنهايي كه در مراكز حساس واقع مي‌شوند. البته ما نمي‌خواهيم بگوييم كه هر استادي يا هر متخصصي كه از او در دانشگاه‌ها چه در كار تحقيقي و يا تدريس استفاده مي‌شوند بايد يكي انقلابي‌تر از ديگري باشد، اين كاملاً قابل قبول است، يك آدمي كه دانش وافر دارد و انقلاب از دانش او استفاده مي‌كند، ما بيش از دانش او چيزي از او نمي‌خواهيم، منتها در همين مورد هم انگيزه ضديت با انقلاب نبايد در او وجود داشته باشد؛ چون اگر وجود داشته باشد اين دانش در اختيار انقلاب قرار نخواهد گرفت، پس در مراكز حساس و سربندهاي اداره امور دانشگاهي- چه اداره به معناي رسمي، چه اداره امور فكري و تدريس- آن كساني كه مسئول مي‌شوند و كارهاي مهم دست آنها است واقعاً از عناصر انقلابي باشند و ديگران هم انگيزه ضديت انقلاب نداشته باشند.

واقعاً اگر كسي انگيزه مخالفت با انقلاب در وجود او باشد، حضورش در دانشگاه در هر سطحي كه باشد مضر است، براي تحصيل هم مضر است، ما اين را ديده‌ايم، من اين را در بعضي از رشته هايي كه مي‌توانستم درباره آنها قضاوت كنم ، مشاهده كرده‌ام. استادي كه توانايي تربيت شاگرد در آن رشته را دارد بر اثر بي‌اعتنايي يا مخالفت با انقلاب حتي وقت نمي‌گذارد كه اين دانشجو را در آن رشته تربيت كند، يعني براي او تربيت دانشجوي انقلابي و دانشگاه انقلابي يك انگيزه نيست بلكه ضد انگيزه دارد نسبت به اين قضيه، اين هم يك نكته است.

خلاصه دانشجويان عناصر آينده‌ساز اين كشور هستند و روي دانشجو از همه جهت - چه از جهت فكري و چه از جهات علمي و درسي و چه از لحاظ مادي و رفاهي- بايد سرمايه‌گذاري‌هايي بشود كه بحمدالله اطلاع دارم كه دولت مشغول است و برنامه‌هاي خوبي براي اين قضيه دارند، كه اميدوارم انشاءالله اين برنامه‌ها به نتيجه برسد.

خوشحال هستم كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را فعال، با نشاط و حاضر در صحنه سازندگي فرهنگي كشور مشاهده مي‌كنم، اميدوارم انشاءالله خداوند به آقايان توفيق بدهد و به جناب آقاي هاشمي و دستگاه‌هاي دولتي ما هم كمك كند. اين اهداف بلند وسازنده و حقيقتاً مقدس را كه امروزه مطرح مي‌شود از طرف دستگاه‌هاي اجرايي كشور كه در خدمت انقلاب و در جهت اسلام است، بتوانند اينها را انشاء الله به سرمنزل‌ نهايي برسانند و انقلاب را در دنيا سرافراز و روسفيد كنند.

والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته


كليه حقوق اين پايگاه متعلق به دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي باشد. شرايط استفاده

ارتباط با مدير پايگاه: webmaster@iranculture.org