24 اسفند 1388

شورا از منظر امام خميني (ره)

شورا از منظر مقام معظم رهبري

رهنمودهاي مقام معظم رهبري

گزيده سخنان امام و رهبري

آلبوم تصاوير

 جستجو در پايگاه:
 

معرفي شورا

دبيرخانه شورا

مصوبات شورا

پژوهشهاي فرهنگي

نهادهاي فرهنگي

نقشه پايگاه

صفحه اصلي > معرفي شورا > در محضر ولايت > رهنمودهاي مقام معظم رهبري > فرهنگ عمومي
  • رهنمودهاي مقام معظم رهبري در فرهنگ عمومي

  • رهنمودهاي مقام معظم رهبري در فرهنگ عمومي23/10/82

رهنمودهاي مقام معظم رهبري در فرهنگ عمومي

فرهنگ اسلامي و فرهنگ كشور را ـ كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي هدف هايي را براي آن تعقيب مي كند ـ به فرهنگ آموزشي و تحصيلي و كلاسي و مدرسي منحصر نكنيم؛ بلكه بخشي از اين فرهنگ، فرهنگ عمومي است كه نفس حضور وزارت ارشاد در اين مجموعه و آشنايي ها و آگاهي هايي كه اعضاي اين جلسه به اختلاف در مسايل گوناگون فرهنگي دارند، خود شاهد بر اين است كه به اين بدنه و اين قسمت هم اهتمام زيادي شده است. در مسأله فرهنگ عمومي، همين كه مشاهده مي كنيم در جامعه ما ـ مثلاً در پيچ و خم ادارات و دستگاه هاي دولتي و بخصوص در بعضي از ارگان ها كه شكايت زيادي از آنها مي شود ـ كارهاي مردم روان انجام نمي گيرد و امروز و فردا مي شود و دردمندانه و دلسوزانه با كار مردم برخورد نمي گردد، به خاطر يك نقص و بيماري فرهنگي است. يا اگر مشاهده مي كنيم كه افراد كارآمد فكري ما در دانشگاه ها و كارگاه ها و مراكز تحقيق، به نوآوري هايي كه براي يك محقق، نان و آب و شهرتي ندارد، اما زحمت زيادي دارد، كمتر تن مي دهند و به كارهاي آسان تر و سهل تر تسليم مي شوند، يك بيماري فرهنگي است. ما چگونه مي توانيم روح كار، جديت در كار، وجدان كار، پي گيري كار و سلامت كار را در طرح هاي توسعه  اقتصادي خودمان در نظر بگيريم؛ بدون اينكه فرهنگ عمومي جامعه را بالا ببريم و فرهنگ كار و وجدان كار و معلومات مربوط به كار را به آنها تزريق كنيم؟ پس، مي بينيد كه به فرهنگ برگشت. اگر ما روي فرهنگ عمومي كار نكنيم، در توسعه ي اقتصادي هم خواهيم ماند. اين تازه در صورتي است كه ما محور را توسعه ي اقتصادي بگيريم البته در جامعه اسلامي، محور اين نيست؛ توسعه ي اقتصادي وسيله است. به هر حال، از هر طرف كه حركت مي كنيم، مي بينيم كه به فرهنگ مي رسيم و راه ها واقعاً به فرهنگ ختم مي شود. براي فرهنگ بايد كار كرد. فرهنگ عمومي يعني همه آن چيزي كه فرهنگ جامعه را تشكيل مي دهد. ببينيد ما يك جامعه ي بزرگي هستيم نزديك به شصت ميليون آدم كه از اين شصت ميليون تعدادي در حال تربيتند، تعدادي از مرحله‏ رشد تربيتي گذشتند و وارد بازار زندگي شدند همه‏ اينها به طور مداوم احتياج دارند به دميدن فكر درست و فرهنگ درست و اخلاق درست

رهنمودهاي مقام معظم رهبري در فرهنگ عمومي 23/10/82

مسأله‏ى فرهنگ به معناى خاص يعنى اخلاق، رفتار، فضائل، معنويات و عقايد در جامعه است كه بايستى پيشرفت، پالايش و رشد پيدا كند؛ رشد فرهنگى و اخلاقى. ما واقعاً بايد ببينيم كه بر اثر تلاشهاى فرهنگى ما - چه در قوه‏ى مقننه، چه در قوه‏ى مجريه، چه در مجموعه‏ى شوراى عالى انقلاب فرهنگى - چه كارهايى انجام گرفته كه براى نسل جوان راهِ روشن و زمينه‏ى رشد و تحرك را در زمينه‏ى اعتلاى فرهنگى به‏وجود آورده است؛ اين را واقعاً بايد سنجيد و براساس آن پيش رفت.

ما نمى‏خواهيم با نگاه افراطى به مقوله‏ى فرهنگ نگاه كنيم؛ بايستى نگاه معقول اسلامى را ملاك قرار داد و نوع برخورد با آن را بر طبق ضوابطى كه معارف و الگوهاى اسلامى به ما نشان مى‏دهد، تنظيم كرد. برخورد افراطى، از دو سو امكان‏پذير است و تصور مى‏شود: يكى از اين طرف كه ما مقوله‏ى فرهنگ را مقوله‏يى غيرقابل اداره و غيرقابل مديريت بدانيم؛ مقوله‏يى رها و خود رو كه نبايد سربه‏سرش گذاشت و وارد آن شد و با اين منطق كه با فرهنگ مردم نمى‏شود كارى كرد؛ نمى‏شود الگوهاى فرهنگى را به مردم داد؛ نمى‏شود مردم را در زمينه‏ى مسائل فرهنگى پيش برد، مقوله‏ى فرهنگ عمومى مردم و رشد فرهنگى آنها را رها كرد، كه متأسفانه اين تفكر در جاهايى هست و عده‏يى طرفدار رها كردن و بى‏اعتنايى و بى‏نظارتى در امر فرهنگ هستند. اين تفكر، تفكر درستى نيست و افراطى است. در مقابل آن، تفكر افراطى ديگرى وجود دارد كه آن سختگيرى خشن و نظارت كنترل‏آميزِ بسيار دقيق - چه در زمينه‏ى فرهنگ عمومى، چه حتى در زمينه‏ى مسائل و اخلاق شخصى؛ قالب‏گيرى كردن و قالبها را تحميل كردن - است. اين تفكر هم به همان اندازه غلط است. نه مى‏شود فرهنگ را در جامعه رها كرد كه هرچه پيش آمد، پيش بيايد، نه مى‏شود آن‏طور سختگيريهاى غلطى را كه نه ممكن است و نه مفيد، الگو قرار داد.

آنچه كه در مقوله‏ى فرهنگ بر عهده‏ى حكومت است، عبارت است از نظارت هوشمندانه، متفكرانه، آگاهانه، مراقبت از هرز روىِ نيروها و هرزه‏رويىِ علف هرزه‏ها، هدايت جامعه به سمت درست، كمك به رشد و ترقى فرهنگى افراد جامعه؛ بايد به اين همه مجموعه‏ى انسان و بخصوص جوان كه در جامعه هستند، كمك كرد تا بتوانند راه صحيح و رشد خود را پيش ببرند. ما نه معتقد به ولنگارى و رها سازى هستيم، كه به هرج و مرج خواهد انجاميد، نه معتقد به سختگيرى شديد؛ اما معتقد به نظارت، مديريت، دقت در برنامه‏ريزى و شناخت درست از واقعيات هستيم.

امروز همان كسانى كه ادعاى آزادى مى‏كنند و دم از ليبرال بودن مى‏زنند، پيچيده‏ترين و دقيق‏ترين و ظريفترين شيوه‏ى كنترل را بر روى فرهنگ كشورهاى خودشان، بلكه سراسر دنيا، اعمال مى‏كنند و سعى دارند كه فرهنگ خود را به كشورهاى ديگر منتقل و تزريق كنند. در اين فرهنگ تحميلى و تزريقى اسم آزادى هست، ولى حقيقتِ آزادى نيست؛ آزادى تا آن‏جا هست كه با منافع سرمايه‏دارها و كمپانيها و مجموعه‏هاى قدرتمند و ثروتمند و زرمند و زورمند جهانى اصطكاك پيدا نكند؛ اما اين فرهنگ در قبال مسائل اخلاقى و فضيلت و... كاملاً آزاد است و در قبال تعدى و تجاوز به معنويت هم در آزادى مطلق است؛ ليكن حدود بسيار دقيق و سختگيرانه‏يى وجود دارد كه به منافع قدرتهايى كه منبع و منشأ اين تزريق و تهاجم فرهنگى در جهان هستند، تعدى نشود.

در همين زمينه بايد كجرويها و انحرافها ديده شود تا به نام آزادى دچار بى‏بندوبارى نشويم؛ چون آزادى مرز بسيار ظريف و دقيقى با بى‏بندوبارى دارد؛ بايد مراقب بود كه به عنوان و نام آزادى در گرداب بى‏بندوبارى نيفتيم؛ زيرا بى‏بندوبارى در نهايت منتهى خواهد شد به نفى آزادى و خودِ هرج و مرج، وجود استبداد، تحميل و فشار را توجيه و زمينه را براى استبداد فراهم مى‏كند.

آزادى را بايد در همان جمعهاى مناظره و مقابله و صحبت كردن و استدلال و منطق و... آورد؛ البته آزادى لازم است؛ اما حد آن هم بايد مشخص باشد. همه مى‏توانند در محيطهاى علمى و تخصصى حرف بزنند. يكى بگويد، ديگرى جواب بدهد؛ يكى استدلال كند، يكى رد. اين، باعث مى‏شود كه رشد فكرى در اين زمينه‏ها به‏وجود بيايد؛ در اين شكى نيست؛ اما به هيچ‏وجه مصلحت نيست كه انسان اجازه بدهد كه در محيط جامعه بى‏بندوبارى و هرزگى و... رشد پيدا كند. در اين زمينه همه‏ى دستگاه‏ها مخاطب ما هستند؛ اين‏طور نيست كه دستگاهى مورد خطاب باشد و دستگاه ديگرى نباشد؛ نه، بلكه همه‏ى كسانى كه در همين زمينه‏ها مسؤوليت و حوزه‏ى نفوذ و حوزه‏ى تأثيرگذارى‏يى دارند، مخاطب اين مطلب هستند.

در مقوله‏ى فرهنگ، رفتارِ حكومت بايد دلسوزانه و مثل رفتار باغبان باشد. باغبان بهنگام نهال مى‏كارد، بهنگام آبيارى مى‏كند، بهنگام هرس مى‏كند، بهنگام سمپاشى مى‏كند و بهنگام هم ميوه‏چينى. بايد فضاى فرهنگى كشور را باغبانى كرد؛ يعنى مسؤولانه و با دقت اين مقوله را دنبال كرد.


كليه حقوق اين پايگاه متعلق به دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي باشد. شرايط استفاده

ارتباط با مدير پايگاه: webmaster@iranculture.org