26 اسفند 1388

آسيا و استراليا

ايران

استراليا

آذربايجان

بنگلادش

تايلند

چين

سوريه

فيجي

کره

لائوس

مالزي

ميانمار

نيوزيلند

ويتنام

اروپا

اتريش

ايتاليا

ايسلند

ايرلند

آلباني

بلژيک

بلغارستان

پرتغال

چک

دانمارک

روسيه

روماني

سوئد

سوئيس

فرانسه

قبرس

کرواسي

لوگزامبورگ

مالت

مجارستان

موناکو

نروژ

هلند

آفريقا

کامرون

گامبيا

مصر

نيجريه

آمريكاي شمالي و جنوبي

کانادا

 جستجو در پايگاه:
 

معرفي شورا

دبيرخانه شورا

مصوبات شورا

پژوهشهاي فرهنگي

نهادهاي فرهنگي

نقشه پايگاه

صفحه اصلي > پژوهشهاي فرهنگي > سياستهاي فرهنگي كشورهاي جهان > سياست فرهنگي بنگلادش

 

  • مقدمه
  • فرهنگ
  • دستورالعمل هاي كلي سياست فرهنگي
  • ساختارهاي سازماني و اداري
  • ابزارهاي سياست فرهنگي
  • سياستهاي ناحيه اي
  • صنايع فرهنگي
  • توسعه فرهنگي
  • روابط بين المللي فرهنگي
  • منابع و مأخذ

 

سياست فرهنگي بنگلادش

 

مقدمه

كشور بنگلادش در شمال شرقي جنوب آسيا واقع شده است. اين كشور بعد از جنگ آزادي بخش سال 1971 به كشوري مستقل تبديل گردد. مساحت اين كشور بالغ بر 2 km 147570 ميباشد. اين كشور بين 34/20 و 38/26 درجة عرض جغرافيايي از جانب شمال و 1/88 و 41/92 درجه شرقي طول جغرافيايي در مدار برج سرطان قرار گرفته است اين كشور از سه طرف شمال، غرب و شرق با كشور هندوستان از جهت جنوب شرقي با كشور برمه و از جانب جنوب با خليج بنگال داراي مرز مشترك ميباشد. بنگلادش كشوري ساحلي است كه داراي شش فصل در طول سال ميباشد. يعني هر دو ماه نمايندة يك فصل ميباشند درجه حرارت ماههاي سرد در اين كشور بين 12 ِ 10 درجه سانتيگراد و در ديگر ماهها بين 40 ِ 28 درجه سانتيگراد ميباشد.

ميزان بارندگي سالانه در نواحي غربي 160 سانتيمتر تا 200 سانتيمتر، در نواحي جنوب شرقي cm 400 ِ 200 و در نواحي شمال شرقي cm 400 ِ 250 ميباشد. تراكم جمعيت در بنگلادش بالاست بطوري كه در هر كيلومتر مربع از خاك اين كشور 755 نفر سكونت دارند. جمعيت اين كشور بالغ بر 120 ميليون نفر ميباشد كه تقريباً نيمي از جمعيت متعلق به زنان كشور است. نرخ سواد در اين كشور 4/32% ميباشد. بيشتر زمينهاي اين كشور زمينهاي قابل كشت ميباشند در نتيجه 5/68% از جمعيت اين كشور كشاورز هستند. ساكنين اولية اين كشور اغلب از قبايل آسيايي ميباشند كه بعدها اقوامي از هندغربي نيز به اين اقوام ملحق گرديده اند. به تدريج با گذشت زمان مردمي از قبايل ديگر مثل سياهپوستان، مغولها و... يكي پس از ديگري به اين سرزمين مهاجرت نمودند. در برههاي از زمان ازدواجهاي نژادي مختلف منتج به پيدايش نژاد جديدي تحت عنوان بنگالي گرديد. زبان اين كشور نيز پس از پيدايش نژاد بنگالي زبان اين كشور به صورت فرم جديدي تحت عنوان زبان بنگالي درآمد كه امروزه زبان ملي و همچنين زبان ايالتي اين كشور محسوب ميگردد. قبايل مختلف با وجود زبان رسمي بنگالي هر يك با زبانهاي محلي خود به تكلم ميپردازند. از جمله اين زبانها مي توان به chakam) ، marma ، manipuri ، Garo ، (Hajong اشاره نمود.

افراد تحصيل كرده كشور بنگلادش قادر به تكلم به زبانهاي انگليسي، هندو، اردو و عربي ميباشند. مذهب اكثريت مردم اين كشور اسلام است و مذاهب ديگر چون هندو، بودايي و مسيحيت در اقليت قرار دارند. بدين ترتيب از تعداد كل جمعيت كشور 3/88 درصد مردم مسلمان 5/10 درصد هندو و 6/0 درصد بودايي و 3/0 درصد مسيحي هستند.

با وجود اقوام مختلف در كشور دولت بنگلادش دولتي وحدت طلب ميباشد. اولين قانون اساسي كشور بنگلادش با يك سيستم پارلماني در سال 1972 به تصويب رسيد. در سال 1975 قانون اساسي اصلاح يافته و سيستم ادارة كشور به جمهوري تغيير يافت.

فرهنگ

كلمة فرهنگ مشتق از كلمه لاتين cultura به معني خاك ميباشد. اما جامعهشناسان از اين كلمه به تمامي شيوه هاي زندگي مردم در يك كشور ياد ميكنند. در مكالمات روزمره ممكن است كه از كلمة فرهنگ به فعاليتهايي كه در زمينه هاي هنر، ادبيات و موسيقي انجام ميگيرد نام برده شود. در حالي كه كلمة فرهنگ كلية هنرها، عقايد، آداب و رسوم، ابداعات، زبان و فنآوري را در بر ميگيرد. فرهنگ آيينه يك ملّت است، براي اينكه بخواهيم ملّتي را بشناسيم ابتدا بايد فرهنگ آن كشور را مورد بررسي قرار دهيم. فرهنگ كشور بنگلادش در جامعهاي با ساكنين آسيايي پايه ريزي گرديد، بعدها با ورود قبايل متهاجم، نژادهاي گوناگون و فرهنگهاي مختلف پديد آمد. عقايد مذهبي حكمرانان كشور نقش بسيار مهمي در شكل گيري و توسعة فرهنگ كشور بنگلادش داشته است. مذهب بودا در دوران حكومت pala يعني 750 ِ 1160 سال بعد از ميلاد مسيح، مذهب هندو در دوران حكومت sena يعني 1205 ِ 1095 بعد از ميلاد مسيح و تأثير دين اسلام در زمان حكومت سلاطين مغول يعني 1757 ِ 1205 بعد از ميلاد مسيح در شكل گيري فرهنگ اين كشور از اهميت ويژه اي برخوردار است. با اينكه فرهنگ كشور بنگلادش تمامي عناصر قابل پذيرش نظير (مذهب و غيره) را در طول فرآيند درازمدت رشد خود پذيرفته امّا بعد از جنگ آزاديبخش سال 1971 به يك حكومت غيرمذهبي مبدّل گرديد.

ويژگيهاي فرهنگ بومي بنگلادش

كشور بنگلادش داراي تعداد متعددي فرهنگهاي بومي در سراسر حيات ملّي خود ميباشد كه همه روزه در فعاليتهاي روزانة مردم مشاهده ميگردد. بررسي اين قبيل فرهنگهاي بومي و تنوعات گسترده موجود در آن در جهت بدست آوردن تصوير مشخص از فرهنگ كشور بسيار كارآمد ميباشد.

زندگي اجتماعي بنگالي

اكثريت مردم بنگالي كشاورزند كه 5/68 درصد از كل جمعيت كشور را در بر ميگيرد. 5/79 درصد از مردم اين كشور يعني 68000 نفر در روستا زندگي ميكنند. بنگاليها مردماني ساده، مبادي آداب و مهمان دوست ميباشند. آنها معمولاً به صورت خانواده هاي گروهي زندگي ميكنند. قيد و بند خانوادگي در اين كشور مقدس بوده و افراد مسن خانواده از احترام ويژه اي برخوردارند.

تغذيه

برنج غذاي اصلي مردم بنگلادش ميباشد. علاوه بر برنج، ماهي، عدس و سبزيجات خوراك اصلي مردم را تشكيل ميدهد. انواع مختلفي از كيكها و شيرينجات بسته به طعم و مزه در اشكال مختلف نظير پرندگان، ماهيها، چرخ، ماه، ستاره، اسب، گاو و غيره طبخ ميگردند.

پوشاك و زيورآلات

لباسهاي بسيار متنوعي در كشور بنگلادش وجود دارد. لباسهاي نخي و لباسهاي بافته شده با پارچههاي كشباف با نام kurta لباس مردان نواحي روستايي و پيراهن، شلوار و پيژامه لباس مخصوص مردان مناطق شهري است. لباس ساري لباس ملّي زنان اين كشور است. در زمانهاي قديم زيورآلات توسط مردان و زنان بنگالي مورد استفاده قرار ميگرفته، امّا امروزه مردان از زيور آلات استفاده نميكنند. بلكه اين نوع پوشش توسط زنان و آن هم بطور افراطي استفاده ميگردد. زنان بنگلادشي تقريباً در تمامي اعضاي بدن خود نظير سر، مو، گوش، بيني، گلو، بازو، انگشت، كمر و پا از زيورآلات استفاده ميكنند. موي بلند زنان در فرهنگ بنگلادشي نشانهاي از غرور و زيبايي زن است. زنان بنگلادشي بسيار خجالتي بوده و تقريباً تمامي اعضاء بدن خود را با لباس ملي ساري و حتي سر و صورت خود را با تكه پارچههايي با نام Ghamta ميپوشانند.

مسكن

روستائيات بنگلادشي در داخل كلبههاي حصيري و چوبي زندگي ميكنند. چوب و ساقههاي درخت و نوع خاصي از علف با نام (ULU) براي ساختن خانه هاي روستايي مورد استفاده قرار ميگيرد. براي ساختن ريسمان و پوشاندن سقف خانه ها از كَنَف هندي، ني و گياهان خزندة وحشي استفاده ميكنند. در بعضي از مناطق روستايي، خانه هايي با ديوارهاي گلي نيز يافت مي شود. از آنجايي كه بنگلادش كشوري بارانخيز است سقف كلبههاي آن اغلب به شكل خاصي با نام Dochala كه منحصربه اين كشور نيز ميباشد، پوشانده مي شود. خانه هايي با پوششهاي گالوانيزه به ندرت در روستاهاي بنگلادش به چشم مي خورد. در حالي كه تمامي خانه ها و ساختمانهاي شهري داراي اين نوع پوشش ميباشند.

جشنها و اعياد ملّي

زندگي بنگاليها روزگاري پر از جشنها و اعياد گوناگون ميبود. در دوران باستان و قرون وسطي و قبل از ورود بريتانياييها به اين كشور مردمان اين كشور با وجود اقتصاد غني و عدم ضعف مالي روزگار خوشي را سپري ميكردند. به خاطر همين غناي اقتصادي، مردم از ساعت فراغت بيشتري برخوردار بودند، بنابراين ساعت فراغت خود را با شادي و پايكوبي و برگزاري جشنها سپري ميكردند. جشنها و اعياد بنگاليها اغلب به دو دسته، جشنها و اعياد مذهبي و غيرمذهبي تقسيم ميگردد. از آنجايي كه كشور بنگلادش كشوري حاصلخيز است و اكثريت افراد اين كشور يا به كار كشاورزي مشغول بوده يا در حرفه هاي مربوط به آن به فعاليت ميپردازند، از اين رو، Nabanno (جشن برداشت محصول)، مهمترين جشن كشور محسوب مي شود. اين جشن مراسمي غيرمذهبي است كه تقريباً تمامي بنگاليها در آن شركت ميكنند. از جملة جشنهاي غيرمذهبي ديگر مي توان به جشن pahela Baisakh يا جشن سال نو بنگالي، جشن روز استقلال (بيست و ششم مارس)، جشن روز پيروزي (شانزدهم دسامبر) و جشن روز زبان تاريخي (بيست و يك فوريه) اشاره نمود.

از جملة جشنهاي مذهبي مي توان به عيد فطر، عيد ميلاد نبي، جشن شب قدر كه متعلق به مسلمانان است اشاره نمود.

هندوهاي ساكن بنگلادش نيز داراي اعياد مذهبي نظير Duria puja ، kaly ، saras vati ، qanmasthami puga ميباشند.

بودائيان ساكن كشور نيز داراي اعياد مذهبي و غيرمذهبي نظير Boddnapurnima و روز كريسمس (بيستوپنجم دسامبر) ميباشند.

رقص

رقص در كشور بنگلادش بصورت آزاد و در اشكال كلاسيك شبه قارهّاي، فولكلور، قبيلهاي، باله و با ملوديهاي انجام ميگيرد. از جمله معروفترين رقصهاي قبيلهاي مي توان به رقصهاي Manipuri و santal اشاره نمود. فرهنگستاني تحت عنوان Bulbul Lalit kala در اوايل دهة 1950 در داكا شروع به فعاليت نمود. اين فرهنگستان در ارتقاء فرهنگ رقص در كشور پيشتاز بوده است.

موسيقي

موسيقي بنگلادش در طول قرون متمادي به سه شكل فولكلور، مدرن و كلاسيك به حيات خود ادامه داده است. موسيقي فولكلور در واقع موسيقي فرهنگ ملّي و برگرفته از آداب و سنن مردم كشور ميباشد. اين نوع موسيقي در طول سالها توسط نقالان و شاعران روستايي تكامل يافته است. موسيقي فولكلور به علت برخوردار بودن از ملوديهاي دلنشين و كلمات ملموس عاشقانه، غمگين، نيايشي و عرفاني، مردميترين نوع موسيقي در كشور محسوب ميگردد. از جمله معروفترين نوع موسيقيهاي فولكلور كشور مي توان به bhatiali ، bowl ، jaari ، shari ، gambhira ، marfati و murshidi اشاره نمود. در اين مجموعة موسيقي مي توان تصنيفهاي عاشقانه با مضامين اميد و آرزو، عشق و شيفتگي، خوشبختي و بدبختي را به خوبي لمس نمود. از جملة آثار موسيقي مدرن كشور بنگلادش مي توان به آثار شاعر حماسي كشور بنام Kazi Nazrul Islam و همچنين به آثار Rabindranoth اشاره نمود.

Rabindranath شاعر سرشناس بنگلادشي به تركيب موسيقي غرب و شرق پرداخته و سبك جديدي از موسيقي را ارائه نمود و اما Nazral شاعر معروف بنگلادشي آميزهاي از موسيقي فولكلور و كلاسيك بنگالي با آهنگهايي متعلّق به آسياي ميانه را ارائه نمود.

كشور بنگلادش از گونههاي غني موسيقي كلاسيك برخوردار ميباشد. اين كشور موسيقي دانان و اساتيد موسيقي زيادي با شهرت بين المللي نظير ustad Alauddin khan ، ustad Ali Akbar khan ، ustad Ayet Ali khan در زمينة موسيقي كلاسيك به جامعة موسيقي تقديم نموده است.

نمايشنامه

نمايش يكي از مهمترين ابزارهاي تفريحي كشور بنگلادش محسوب ميگردد. دو نوع مختلف از نمايش تحت عناوين Gatra و تئاتر ملّي رايج ميباشد. Gatra در واقع همان تئاتر فولكلور يا محلّي است كه به طور گستردهاي چه در ميان روستائيان و چه آنهايي كه در مناطق شهري زندگي ميكنند از محبوبيت چشمگيري برخوردار است.

فصل زمستان بهترين فصل اجراي نمايش Gatra در بنگلادش ميباشد، كه اغلب در شب به نمايش گذارده مي شود. بعد از استقلال كشور در سال 1971 صنعت تئاتر از حيات دوبارهاي در اين كشور برخوردار گرديد.

ورزش

ورزش يكي از بهترين نوع سرگرميها در كشور بنگلادش ميباشد. هر كشوري بنا به نوع فرهنگ و آب و هوا داراي بازيهاي محلي ميباشد كه توسط مردم بومي به اجرا در ميآيد. از جمله بازيهاي محلي و بومي كشور بنگلادش مي توان به بازيهايي با نامهاي do ِ do ِ Ha ، dariabandha ، ekkaِdoka ، kanamachi اشاره نمود.

از آنجايي كه اين كشور داراي رودخانه هاي بسياري است عمدة حمل و نقل مردم از طريق قايقها صورت ميگيرد. از اينرو مسابقاتي تحت عنوان Nauka ِ baich كه نوعي مسابقات قايقراني ميباشد يكي از مهمترين ورزشهاي اين كشور محسوب ميگردد. باگذشت زمان افراد تحصيل كردة كشور بنگلادش اغلب بسوي ورزشهاي بين المللي نظير فوتبال، واليبال بدمينتون، كريكت و هاكي روي آوردهاند.

هنرهاي زيبا

ريشة تمايلات به گسترش هنر در كشور بنگلادش را مي توان در مؤسسات هنري و صنايع دستي كه در اواخر دهة 1940 توسط اشخاصي چون زينالعابديني، انوارالحقي، قمرالحسن شفيعالديني احمد تأسيس يافتند جستجو نمود.

از آنجايي كه اغلب هنرمندان بنگلادشي در كلكته آموزش ديده و با تمامي سبكهاي هندي آشنا ميشوند بنابراين در ارائه آثار هنري از تركيبي از هنرهاي مدرن هندي و هنرهاي فولكلور سنتي بهره ميبرند.

صنايع دستي

در صنايع دستي بنگلادش مربوط به دورة قرون وسطي، آثار برتر را مي توان در بين كارهاي جشن زن و مرد مشاهده كرد. كندهكاريهاي روي چوب و سنگ، اشكال كنده شده بر روي عاج فيل، سفالگري، بافتن پارچههاي چيت، ساختن ابزار آلات فلزي، بافتن كنف و بوريا، مليله دوزي، گلدوزي، سوزن دوزي همه از جملة بهترين نمونه ها ميباشند طي قرون 17 و 18 اغلب اين وسايل به اروپا، آفريقا و بخشهايي از آسيا صادر گرديد در طي هجوم بريتانيا و اعمال قوانين انگليسي توليد چنين ابزار سنتي براي بنگلادشيها منع گرديد. و به اين ترتيب انتظار ميرفت كه اين گونه صنايع دستي از صحنة هنر اين كشور خارج گردد. اما بعد از آزادي كشور در سال 1971 مردم دوباره به صنايع دستي روي آورده و مجدداً به احياء آن پرداختند. ابزارهاي تاريخي و ميراث فرهنگي كشور بنگلادش در واقع شاهدي براي فرهنگ و هنر متداول و رايج اين كشور از زمانهاي باستان تا زمان عصر حاضر ميباشد. دايره باستانشناسي و موزه هاي كشور بنگلادش به حفاري مكانهاي مختلف و شناسايي تمدنهاي باستاني موجود در اين كشور اقدام نموده است. و در اين راه اشياء مختلف هنري و صنايع دستي نظير مجسمه ها، سفالينها، لوحههاي سنگي، كتيبهها، سكههاي قديمي و ابتدائيترين سلاحها را كشف نموده است.

از جملة وظايف ديگر اداره مذكور علاوه بر اكتشاف و جمع آوري، حفاظت و نگهداري از اشياء و به نمايش گزاردن آنها در موزه هاي مختلف كشور ميباشد. از آنجايي كه اينگونه اشياء هنري و فرهنگي اغلب توسط هنرمندان پيشين كشور ساخته شده، بنابراين مطالعه بر روي چنين آثاري، تصوير روشني از جامعة گذشتة كشور را براي مردم عصر حاضر منعكس خواهد نمود.

سينما

سينما نيز در كشور بنگلادش از جملة اصليترين تفريحات گروهي به شمار ميرود. اولين فيلم سينمايي كشور در سال 1956 ساخته شد. امّا در واقع سنگبناي صنعت فيلمسازي سه سال بعد استوديوي فيلمسازي مجهز شركت توسعة فيلم بنگلادش گزارده شد بنا نهاده شد. اين استوديوي فيلمسازي مجهز به آخرين تجهيزات سينمايي بوده و فيلمسازان بومي قادر به بهره برداري از تمامي انواع تكنولوژي سينمايي مدرن در اين استوديو ميباشند. به منظور بالا بردن سطح كيفيتي فيلمسازي و تشويق و ترغيب هر چه بيشتر فيلمسازان كشور جهت توليد فيلمهاي پرمحتوايي، دولت بنگلادش جايزهاي تحت عنوان جايزة فيلم ملي براي بهترين آثار در نظر گرفته و به اين منظور آرشيو ملّي فيلم را تشكيل داده و همچنين اخيراً يك مؤسسة فيلم در زمينة آموزش تخصصي فيلمسازي به دانشجويان تأسيس نموده است.

از جملة فيلمهاي بنگلادشي كه در سطح بين المللي مورد استقبال قرار گرفتهاند مي توان به فيلمهاي Bari surgo Dighal و Dahan اشاره نمود.

ادبيات

زبان بنگالي كه زبان 95% از مردم بنگلادش محسوب ميگردد در زمرة زبانهاي خانوادة هندي ِ آريايي ميباشد. ادبيات مذهبي با كلمات مسجع شورانگيز پايه و اساس ادبيات كشور بنگلادش در قرون وسطي محسوب ميگرديد. بعدها ادبيات مذهبي اسلامي با نثر غني ظاهر شد. در سالهاي نخستين شكل گيري ادبيات كشور بنگلادش سرودن شعر تنها، به عنوان ابزار ادبي شناخته ميشد اما در قرن 18، نثر وارد ادبيات شده و بدين ترتيب رماننويسي و نمايشنامه نويسي در اين كشور رونق يافت.

از جمله شخصيتهاي برجستة ادبيات در بنگلادش ميباشند. kazi Nazrul , Rabindranath tagore, michael Medhusudan Dutta اشاره نمود.

Rabindranath tagore جايزة نوبل ادبيات را به خود اختصاص داده و سرايند يكي از سرودهاي ملّي كشور بنگلادش ميباشد.

فرهنگ بومي

حدود يك ميليون فرد بومي در كشور بنگلادش زندگي ميكنند. اين افراد بومي اغلب به چندين گروه تقسيم ميگردند. اكثر اين افراد بومي در جنوب شرقي و شمال شرقي مناطق كوهستاني و تعداد كمي از آنها در دشتهاي غربي و شمالي زندگي ميكنند. تاكنون در حدود 27 اجتماع قبيلهاي در كشور بنگلادش شناسايي گرديده است.

از جمله اين قبايل مي توان به قبايل tripuri , marma, chakam , manipuri , Garo , Hagong و santal اشاره نمود.

santal ها در واقع اعقابنژاد آسيايي ميباشند كه جزء اولين ساكنان سرزمين بنگلادش بوده و در فلات بنگلادش زندگي ميكنند. اماّ 26 اجتماع قبيلهاي ديگر همگي اعقاب نژاد مغول بوده و از طريق كشور برمه و تريپورا و منطقه Assam وارد كشور بنگلادش شده و در مناطق كوهستاني سكني گزيدهاند.

هيچ يك از اين قبايل خط نوشتاري براي نوشتن ندارند. زندگي و فرهنگ قبايل كوهستاني كم و بيش مشابه هم است. همگي آنها روش خاصي براي كشت محصول تحت عنوان jum chash دارند. صنعت كلبهسازي آنها غني است. همگي آنها از تنوعات سنتي، طرز بافندگي و جواهرات منحصربفرد خود برخوردار ميباشند.

الياف بكار رفته در بافندگي اغلب به رنگهاي سياه، سبز، قرمز و زرد محدود شده و به صورت درشت بافته مي شود.

دستورالعمل هاي كلّي سياست فرهنگي

فرهنگ كشور بنگلادش در نوع خود بينظير بوده و از لحاظ هويتي داراي چهرة نماياني است و به راحتي قابل تميز از ساير فرهنگهاي جهان ميباشد. در واقع فرهنگ كشور بنگلادش متناسب با نوع آب و هوا واكولوژي اين كشور ميباشد. سياست فرهنگي بنگلادش در واقع در جهت ارائه آگاهيهاي ملّي مثبت و آشناتر كردن هر چه بيشتر مردم اين كشور با فرهنگ كشور گام برداشته است.

آگاهي فرهنگي ملّي موجود در سياست فرهنگي كشور بنگلادش در واقع به عنوان مهمترين عامل جنبش زباني سال 1952 و جنگ آزاديبخش سال 1971 ميباشد. در طول مدت اِعمال قوانين پاكستان و انگليس به مردم بنگلادش، اين كشور را در وضعيت نامساعدي قرار داشت. چرا كه تمامي تلاشها به تجزية فرهنگ بنگالي به چندين بخش منتهي ميگرديد. از جملة اين ناامنيهاي فرهنگي مي توان به منع پخش آهنگهاي محلي Rabindra در راديو و تلويزيون اشاره نمود.

از جمله موانع ديگر مي توان به پيشنهاد جايگزينسازي تكلم و آموزش زبان اردو به جاي زبان رسمي بنگالي از سوي پاكستانها اشاره نمود، كه البته به شدت مورد مخالفت دانشجويان دانشگاه داكا قرار گرفت.

از سال 1952تدريجاً جنبش گستردهاي در تمامي بخشهاي بنگلادش به راه افتاد. از جنبش تاريخي اين كشور تحت عنوان نهضت زباني ياد مي شود كه در حين جنگ آزاديبخش سال 1971 به اوج خود رسيد.

بعد از آزادي كامل كشور بنگلادش، سياست فرهنگي اين كشور چهرة جديدي به خود گرفت. نياز به يك سياست فرهنگي غيرمذهبي در كشور از سوي ارگانهاي هنري و فرهنگي ِ دولتي اعلام گرديد. در اين زمان اگرچه تعداد زيادي فرهنگهاي بومي در كشور بنگلادش وجود داست اما گونههاي جديدي شروع به ظهور نمودند. در اين زمان تلاشهاي گستردهاي در زمينة حفاظت از فرهنگ بومي بنگالي و معرفي آن به شكل واقعي و سنتياش شكل گرفت. دولت بنگلادش تمامي مسؤوليتها در قبال حفاظت، نگهداري و ارتقاء فرهنگ بومي را بر عهده گرفت. عناصر فرهنگي منسوخ شده و آن بخشي از فرهنگ سنتي كشور كه كمرنگتر شده بود طي تحقيقات و مطالعات گستردهاي احياء گرديد در اين زمان تشويق و ترغيب فعالانهاي از سوي دولت به منظور ارتقاء كيفي فرهنگي به اشكال مختلف به معناي واقعي آن آغاز گرديد. قراردادهاي فرهنگي با كشورهاي توسعه يافته جهان به منظور عزيمت هنرمندان بنگلادشي به آن كشورها جهت معرفي شكل جديد ميراث فرهنگي كشور منعقد گرديد.

در مقابل هنرمنداني از كشورهاي جهان به بنگلادش دعوت شدند تا اينكه هنرمندان داخلي به امكان آموزش فوت و فن و دانش كافي در جهت ارتقاء فرهنگ كشور دست يابند.

در قانون اساسي بنگلادش مواد قانوني در رابطه با ارتقاء سطح فرهنگ و هنر در تبصرههاي شمارة 24 و 23 آورده شده است. از اين رو هنر و فرهنگ كشور بنگلادش با تكيه بر اين مواد قانوني پشتوانة ملي و دولتي نيز يافته است.

ساختارهاي سازماني و اداري

سازمانهاي دولتي

جنبه هاي متفاوتي از فرهنگ بنگلادش از طريق مؤسساتي كه در سراسر كشور بنا شده اند رشد و پرورش مييابد. به منظور حفاظت، نگهداري و ارتقاء فرهنگ بومي بنگلادش، دوره هاي آموزشي خاصّي براي دانش آموزان تدارك ديده شده و دولت مانند ساير كشورهاي جهان شروع به تأسيس تعدادي مؤسسة آموزشي در شاخه هاي هنري نموده است. هر يك از اين مؤسسات با يك شعبه يا شعبات مختلف در تمامي نقاط كشور شبكه فرهنگي غني را بوجود آوردهاند. اغلب اين مؤسسات، دولتي و يا خود مختار (خودگردان) ميباشند. مؤسسات دولتي آن دسته از مؤسساتي هستند كه مستقيماً تحت نظارت وزارت فرهنگ و هنر فعاليت دارند. در نقطه مقابل مؤسسات خودگردان، مؤسساتي هستند كه اغلب توسط كميته هاي فرهنگي تأمين مالي ميشوند. هر دو اين مؤسسات چه خودگردان و چه دولتي از طريق حمايتهاي مالي دولت به كار خود ادامه ميدهند. علاوه بر اين مؤسسات، تعدادي سازمان خصوصي فعّال در رشته هاي هنري و فرهنگي وجود دارند. كه اين قبيل مؤسسات به صورت دوره اي از حمايتهاي مالي دولت برخوردار ميگردند.

مؤسسات فرهنگي

به منظور نظارت بر عملكرد مؤسسات دولتي، مؤسسات خودگردان و مؤسسات خصوصي، دولت بنگلادش چندين وزارتخانه را به اين كار اختصاص داده است. هر يك از اين وزارتخانه ها از نوع فعاليت مؤسسات تحت اختيارشان كاملاً آگاهي داشته و بر آنها نظارت ميكنند. از جمله مهمترين اين وزارتخانه ها مي توان به وزارت فرهنگ بنگلادش اشاره نمود.

 

مؤسسات (سازمانهاي) دولتي

اداره باستانشناسي و موزه ها

در خلال اجراي قوانين انگليسي در شبه قارة هند، سازمان باستانشناسي كشور هند آغاز به كار نمود. بعد از سال 1947 شعبات اين سازمان در بخش پاكستاني نشين كشور هند بعنوان دايرة باستانشناسي پاكستان نامگذاري شد. دفتر مركزي اين سازمان در غرب پاكستان واقع شده كه شعبهايي از آن در شهر داكا داير شده است. اين شعبه در پايتخت ايالت شرقي، وظيفه نگهداري و حفاظت از اشياء تاريخي و مكانها و موزه هاي باستانشناسي را برعهده دارد. اين مطلب اغلب در آموزش به دانش آموزان و در هنگام بازديد معلمان، مربيان و ساير بازديدكنندگان از موزة باستانشناسي داكا عنوان شده و منتج به كسب ديدگاهي ارزشمند از گذشتة كشور و ساماندهي تاريخچة كشور ميگردد. عملكردهاي اصلي اداره باستانشناسي و موزة كشور بنگلادش به شرح ذيل ميباشد:

1 ِ نگهداري و حفاظت از ميراث ملي ِ فرهنگي

2 ِ حمايت از بناهاي يادبود باستاني مطابق لايحة اشياء تاريخي مصوب سال 1968

3 ِ نگهداري، حفاظت و تعمير بناهاي يادبود تاريخي سراسر كشور مطابق قانون آثار تاريخي و باستان شناسي

4 ِ طرح و برنامه ريزي به منظور تجسس و اكتشاف اشياء و بناهاي تاريخي

5 ِ شناسايي و كشف مكانهاي باستاني قبل از طراحي جهت حفاري

6 ِ رمز خواني و مطالعه آثار ثبت شده باستاني نظير كتيبهها، كليشههاي مسي، سكهها و نسخه هاي خطي به زبانهاي سانسكريت، عربي و فارسي.

7 ِ نظارت بر اشياء تاريخي مطابق لايحه اشياء تاريخي مصوب سال 1968

8 ِ انتشار كتابها، بروشورها، دفترچههاي راهنما، كارت پستالها و استفاده از ساير موارد تبليغاتي جهت ارائه ميراث فرهنگي و ارائه اطلاعات موثق به محققين و دانشمندان ملي و بين المللي جهت ترغيب آنها به مطالعه فرهنگ كشور و ساماندهي تاريخي آن.

9 ِ انجام بررسيهاي جامع و سيستماتيك جهت تهيه اسناد كاملي از مساجد و بناهاي يادبود تاريخي و بناهايي كه از لحاظ فرهنگي داراي اهميت ميباشند. اسناد كلية مراكز فرهنگي ِ تاريخي حفاظت شده و حفاظت نشده مشمول اين بررسي ميباشند.

10 ِ جمع آوري اشياء تاريخي و مطالعه و تحقيق در مورد آنها

11 ِ برپايي كتابخانه هاي تخصصي در زمينة فرهنگ باستان

12 ِ انجام تحقيقات متعدد در زمينة ميراث فرهنگي كشور

13 ِ حفاظت از بناهاي يادبود، اشياء تاريخي منقول متعلّق به اماكن باستاني يا غيرباستاني و همچنين اشياء داخل موزه ها در برابر مواد شيميايي و تأثيرات محيطي.

14 ِ هماهنگي با فعاليتهاي هيأت اعزامي سازمان علمي، تربيتي و فرهنگي ملل متحد (UNESCO) جهت حفاظت و ساماندهي ميراث فرهنگي كشور

15 ِ برقراري ارتباطات فرهنگي ميان وزارت فرهنگ و مؤسسات آموزشي از قبيل دانشگاهها و موزه هاي خودگردان.

آرشيو ملي بنگلادش

تاريخچة تشكيل آرشيو ملّي در بنگلادش به زمان تهاجم بريتانيا به اين كشور و اجراي قوانين انگليسي در اين شبه قاره بر ميگردد. در آن زمان دبيرخانة اجرايي دولت با همكاري وزارتخانه هاي جديد شروع به فعاليت در راستاي افتتاح ادارات و مؤسسات جديد نمودند. در نتيجه اداره ثبت شاهنشاهي در سال 1891 و به عنوان خزانهاي جهت نگهداري و ضبط پروندههاي دبيرخانه در كلكته گشايش يافت. بعدها اين اداره به شهر دهلي انتقال يافته و تحت عنوان آرشيو ملّي هندوستان بكار خود ادامه داد. صرفه نظر از تجزية كشور هند در سال 1947. آرشيو ملي پاكستان در كراچي در سال 1951 تأسيس يافته و پس از استقلال بنگلادش و جدايي از قلمرو پاكستان در سال 1971 دولت جمهوري بنگلادش آرشيو ملّي كشور را در سال 1973 در شهر داكا و تحت حمايت و نظارت خود و با عنوان زيرمجموعهاي از اداره آرشيوها و كتابخانه هاي بنگلادش داير نمود.

دولت جمهوري بنگلادش رسماً در سال 1983 فرمان تأسيس آرشيوهاي ملّي جهت نگهداري، حفاظت از اسناد دائمي دولتي را صادر نمود. بر طبق اين فرمان شوراي مشاور آرشيوهاي ملي با تعداد 13 عضو مشتمل بر نمايندگاني از وزارتخانه ها و دانشگاههاي مختلف جهت اجراي اين فرمان، داير گرديد. از جمله عملكرد آرشيوهاي ملّي بنگلادش مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1 ِ حفاظت و نگهداري از اسناد دولتي

2 ِ تأسيس و حمايت از كلكسيونهاي خصوصي

3 ِ تلاش در جهت گسترش هر چه بيشتر نشريات، روزنامه ها، ماه نامه ها و آثار چاپي دولتي

4 ِ ايجاد آرشيوهاي كتابخانهاي براي استفاده محققين و دانشمندان

5 ِ برقراري رابطه با مؤسسات خارجي كه عضويي از شوراي بين المللي آرشيوهاي ملّي ميباشند.

6 ِ ارائه خدمات مشاوره به مؤسسات دولتي و خصوصي در جهت نگهداري و اعادة اسناد مهم تاريخي

7 ِ ارائه اطلاعات مرجع به دانشمندان محقق، مناسب با موضوع پروژه هاي تحقيقاتياشان

8 ِ اجراي حكم آرشيوهاي ملّي مصوب سال 1983

دايره حق طبع و نشر داكا

دايرة حق طبع و نشر در واقع ادارهاي نيمه قضايي است كه با وزارت فرهنگ ارتباط تنگاتنگ داشته و تحت نظارت دولت اداره ميگردد. اين اداره طي فرمان حق طبع و نشر مصوب سال 1962 و اصلاحية مصوبة در سال 1978 در داكا تأسيس گرديد.

عملكردهاي اين اداره به شرح ذيل ميباشد:

1 ِ اختصاص حق طبع و نشر و اجراي قانون مصوّب سال 1962 در مورد ادبيات، نمايشنامه، موسيقي، آثار هنري، آثار فيلمبرداري، آثار باستاني، دست نوشتهها و آثار نمايشي

2 ِ ارائه مجوز به اجراي اثر هنري يا نمايشي در ملاء عام يا نمايش آن در راديو تلويزيون و غيره

3 ِ ارائه مجوز به تجديد چاپ و نشر آثار هنري كه شامل موارد هنري ذكر شده در بالا ميگردد.

4 ِ ارائه مجوز به نشر ترجمة اثر ادبي يا نمايشنامه به زبانهاي گوناگون

5 ِ جلوگيري از انتشار و ورود نسخه هاي غيرقانوني آثار هنري داراي حق طبع و نشر

6 ِ اعطاي حق تأليف به آثار هنري ادبي، نمايشنامه، آثار موسيقي و غيره

7 ِ نظارت بر كار انجمنهاي هنري از لحاظ نرخ، هزينه، حق تأليف و اينكه آيا چنين انجمنهايي صلاحيت جمع آوري كمكهاي مالي بدست آمده از اجراهاي مختلف هنري جهت هزينه در امور عام المنفعه را داشته يا فاقد چنين صلاحتي ميباشند.

8 ِ اعمال قدرت در زمينة هنر طبق فرمان مصوب 1962

9 ِ ارائه تبصرههاي قانوني گوناگون به دبيرخانه و اتخاذ تصميمات و انجام بحث و بررسيهاي متوالي در خصوص عملكرد قانون حق طبع و نشر بر طبق بخش 45 از فرمان حق طبع و نشر دولت مصوب سال 1962

10 ِ برقراري ارتباط با سازمانهاي بين المللي نظير يونسكو و WIPO .

لازم به ذكر است كه كشور بنگلادش اكنون به عنوان عضو ثابتي از سازمان UNESCO (يونسكو) معرفي شده و احتمالاً به كنوانسيون Berne ملحق خواهد گرديد.

11 ِ رسيدگي رسمي و قضاوت در مورد اختلافات موجود در ثبت حق چاپ.

12 ِ ارائه پيشنهاد به دولت جهت اصلاح قوانين حق طبع و نشر در راستاي استانداردهاي بين المللي

13 ِ ايفاي نقش به عنوان مركز اطلاعاتي حق چاپ و نشر ملي و مشاركت با مركز اطلاعاتي حق طبع و نشر بين المللي (ICIC)

14 ِ رسيدگي به امور حق طبع و نشر پس از ثبت آثار

15 ِ انجام تمامي امور اداري مربوط به چاپ و نشر

عملكرد شوراي حق چاپ و نشر به شرح ذيل ميباشد:

16 ِ الزامي بودن حضور شخص جهت انجام تحقيقات در خصوص وي

17 ِ دريافت شواهد بصورت استشهاد

18 ِ ترتيب دادن كميسيونهايي جهت بررسي اسناد هنري

19 ِ درخواست رسمي هر نوع مدرك يا سند دولتي يا كپي آن از شعبات دادگاه

دايرة كتابخانهاي عمومي

دولت پاكستان به منظور فراهم آوردن امكانات مطالعه و قرائت كتاب براي تمامي طبقات اجتماعي، كتابخانة عمومي مركزي را در شهر داكا در اواخر قرن پانزدهم تأسيس نمود.

دو سازمان ديگر تحت عنوان شوراي پاكستان و ادارة ساماندهي (BNR) با هدف مشترك و در قرن شانزدهم تأسيس گرديد. پس از استقلال كشور بنگلادش در سال 1971 دو مؤسسة فوقالذكر ادغام شده و تحت عنوان مؤسسة بنگلادشي parishad شروع به فعاليت نمود. در سال 1982 دولت مجدداً موسسة parishad بنگلادش را با كتابخانة عمومي مركزي ادغام نموده، خدمات كتابخانهاي را تجديد سازمان نموده و به تشكيل دايرة كتابخانة عمومي اقدام نمود. دايرة كتابخانة عمومي بنگلادش تمامي كتابخانه هاي ذكر شده در ذيل را تحت اختيار و كنترل خود دارد:

1 ِ كتابخانة عمومي مركزي داكا

2 ِ كتابخانه هاي عمومي بخشهاي كشور

3 ِ كتابخانهاي عمومي مراكز استانهاي كشور

از جملة عملكردهاي گستردة دايرة كتابخانة عمومي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1 ِ فراهم آوردن امكانات مطالعه براي تمامي گروه هاي سنّي خوانندگان

2 ِ تأسيس كتابخانه هاي مرجع با امكانات:

  • ِ اتاقهاي مطالعة عمومي
  • ِ اتاق مطالعة ويژه بانوان
  • ِ اتاق مجلّه، ماهنامه
  • ِ اتاق تحقيق
  • ِ اتاق دستنوشته هاي خطي

3 ِ تشكيل كلكسيون جامعي از كتابهاي مختلف با تأكيد بر متون و مآخذ كتابها

4 ِ فراهم آوردن مجموعه هاي مناسبي از كتابهاي مورد علاقة نوجوانان و ارائه اينگونه كتابها در كتابخانه هاي مستقر در نقاط مختلف شهر

5 ِ ارائه فعاليت به عنوان يك مركز فرهنگي با برنامه هاي طرح ريزي شده و دقيق و برگزاري سخنرانيها و نمايشگاهها در جهت ايجاد علاقه و عادت مطالعه در ميان عامة مردم.

6 ِ ساماندهي و توسعة كتابخانه هاي عمومي كشور

7 ِ ارائه خدمات مشاوره و سرويسهاي اطلاع رساني مرجع براي عموم

8 ِ فراهم آوردن سرويسهاي تحقيقاتي و اطلاعات مرجع براي دانشمندان، محققين و ادارات دولتي

9 ِ سازماندهي در جهت برگزاري مسابقات ادبي در سراسر كشور با هدف كشف استعدادهاي جديد در زمينة ادبيات

فرهنگستان ملّي هنرهاي زيبا و نمايش بنگلادش (shilpakala)

هنرهاي زيبا و نمايشي (تئاتر و اُپرا) شاخة اصلي فرهنگ كشور بنگلادش محسوب ميشوند. اين هنرها با مشخصه هاي ويژة از ساير شاخه هاي هنري كشور متمايز شده و در واقع نقش مهمي را در زندگي ملّي مردم بنگلادش ايفا مي نمايند. حفاظت، نگهداري، توسعه و ارتقاء اين دو شاخه از هنر جهت برقراري و حفظ فرهنگهاي بومي و سنتي كشور بنگلادش ضروري است. و اين در حالي است كه در روزهاي پيش از استقلال كشور، هيچ اقدام جدي از سوي دولت در اين زمينه صورت نگرفته بود. پس از آزادي كشور در سال 1971 ضرورت اين امر به طور جدّي احساس گرديد و از اين رو دولت جمهوري بنگلادش در سال 1974 و طبق لايحة شماره *** آكادمي ملّي هنرهاي زيبا و نمايشي كشور را تحت عنوان فرهنگستان shilpakala تأسيس نمود. هدف دولت از تأسيس اين فرهنگستان افزايش سطح كيفي و كمي و توسعة هنرها و فرهنگ ملّي كشور بود. لايحة *** سرانجام در 31 مي 1989 با اعمال تغييرات در مفاد قانون به تصويب رسيد.

بر طبق اين اصلاحيه، فرهنگستان shilpakala مؤسسهاي خودگردان با شورايي متشكل از 21 عضو ميباشد كه همگي از سوي دولت منصوب شده اند.

رئيس اين فرهنگستان، وزير فرهنگ بنگلادش ميباشد. كه كلية امور را تحت نظارت دارد.

از جملة عملكردهاي اين فرهنگستان مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1 ِ تشويق و ترغيب جامعه در جهت پرداختن به فرهنگ ملّي و هنرهاي زيبا

2 ِ فراهم آوردن مقدمات كار جهت تحقيق بر روي فرهنگ ملي ِ باستاني و معاصر در زمينة زيبا

3 ِ ارائه كمكهاي مالي به هنرمندان شايسته و خلاق

4 ِ شناسايي و برقراري ارتباط با مؤسسات فرهنگي ِ ملّي و هنرهاي زيبا

5 ِ پيشنهاد كمكهاي مالي به مؤسسات عضو يا وابسته و مؤسساتي كه به نحويي در ارتقاء فعاليتهاي فرهنگي كشور نقش دارند.

6 ِ برگزاري نمايشگاههاي هنري و ارائه اجراهاي مختلف موسيقي و نمايشهاي تئاتر

7 ِ برگزاري سمينارها و همايشهاي فرهنگي

8 ِ فراهم آوردن ترتيباتي جهت اعزام نمايندگان فرهنگي كشور يا گروه هايي از بازيگران و خوانندگان به خارج از كشور

9 ِ سازماندهي جشنواره هاي موسيقي و رقص

10 ِ انتشار و فروش كتابها، ماهنامه ها و گلچينهاي ادبي در باب هنرهاي زيبا و فرهنگ ملّي كشور

11 ِ اعطاي جايزه و مدالهاي هنري و برگزاري رايزني با اشخاص برجستة علمي

12 ِ تأسيس گالريهاي هنري

فرهنگستان shilpakala تاكنون تعداد 609 شعبه از مؤسسات فرهنگي در مراكز بخشها و 6 شعبه در مراكز استانها داير نموده است.

موزه ملي بنگلادش

موزة ملي بنگلادش در واقع مؤسسهاي پيشرفته و تغيير شكل يافته موزة پيشين داكا ميباشد، كه در سال 1913 در ساختمان كوچكي تحت عنوان Barad uari در ناحية Nimtaly شروع به فعاليت نمود. بعد از استقلال كشور در سال 1971 دولت جمهوري بنگلادش با تشكيل كميسيون موزه كشور تصميم به تأسيس موزة ملي و توسعه موزة قبلي داكا گرفت. از اينرو محل جديد موزه از Nimtaly به shahbagh يعني بهترين نقطه شهر انتقال يافت. موزه ملي در نوامبر سال 1983 و تحت حكم رسمي دولت افتتاح گرديد. موزة ملي بنگلادش در واقع مؤسسة خودگردان قانوني است كه توسط هيأت امناي 13 نفره و كارشناس آموزش و پرورش كه توسط دولت منصوب شده به فعاليت خود ادامه ميدهد.

از جملة عملكردهاي موزة ملي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1 ِ ارتقاء سطح كيفي و كمي موزة ملي بنگلادش

2 ِ جمع آوري، نگهداري و نمايش اشياء تاريخي، آثار هنري، نمونه هاي قوم شناسي و آثار به جا مانده از جنگ آزاديبخش بنگلادش، نمونه هايي از گياهان و جانوران منطقه، صنايع دستي سنتي، توليدات فعاليتهاي فكري، شواهد مستند صوتي و تصويري و ديگر اسناد ميراث فرهنگي و طبيعي كشور بنگلادش

3 ِ جمع آوري، نگهداري و نمايش شواهد عيني از جنبه هاي مختلف تمدنهاي گوناگون جهان

4 ِ فراهم آوردن ترتيباتي جهت تحقيق بر روي مجموعه هاي تاريخي موجود در موزه ها

5 ِ انتشار و فروش ماهنامه ها، كتابها، گلچينهاي ادبي و ساخت نمونه هاي مشابه اشياء قديمي

6 ِ سازماندهي و برگزاري نمايشگاهها، كنفرانسها، سخنرانيها، همايشها و مجمعهايي در زمينة فرهنگ و ميراث فرهنگي كشور

7 ِ سازماندهي و برنامه ريزي در جهت برپايي نمايشگاههاي فرهنگي و هنري خارج از كشور به منظور به تصوير كشاندن فرهنگ و ميراث فرهنگي كشور بنگلادش كه البته اين كار تنها با تائيد رسمي دولت امكانپذير ميباشد.

8 ِ تلاش در جهت ارتقاء و توسعه موزه هاي ديگر كشور

9 ِ تصديّ و ادارة كليه موزه هاي كشور و اجراي تمامي پروژه ها و طرحهاي دولت

10 ِ استفاده از افراد يا ارگانهاي مختلف جهت ارائه انجام خدمات يا انجام كارهاي ويژه در داخل موزه ها و پرداخت حقالعمل به آنها

11 ِ ثبت، سازماندهي، اداره و نظارت بر اشياء تاريخي منقول موجود در كشور به جزء اشيايي كه به دايرة باستانشناسي كشور تعلق دارد. كه در چنين حالتي شوراهاي محلي مسؤوليت نظارت را بر عهده خواهند داشت.

12 ِ كمك به افراد، مؤسسات و مقاماتي كه به نحويي درگير ارائه فعاليتهاي آموزشي به منظور درك صحيح از فرهنگ و ميراث فرهنگي بنگلادش ميباشند.

13 ِ برپايي دوره هاي آموزشي و اعطاي گواهينامه در زمينة موزه شناسي و تاريخچة هنر به صورت مشاركتي با ديگر سازمانها

سازمان صنايع دستي و هنرهاي بومي بنگلادش (loko karushipa)

صنايع دستي و هنرهاي فولكلور در واقع بخشي از فرهنگ بومي كشور بنگلادش ميباشند. ريشة اين دو شاخة هنري را مي توان در اجتماع روستائيان باستاني كشور بنگلادش جستجو كرد كه شروع به بافتن منسوجات و هنر ساخت قايق در واقع تجلي يا مظهري از صنايع دستي و هنرهاي بومي بنگلادش ميباشد. اين كشور در بافت منسوجات كتاني، به مهارتهايي دست يازيد كه باعث پايداري و غناي هر چه بيشتر اين صنعت در سراسر دورة باستان و قرون وسطي گرديد. بعدها بهترين نوع پارچههاي كتاني داكا با نام Muslin در جهان توزيع گرديد، به طوري كه اين محصول به اروپا و آفريقا صادر ميشد. تا اينكه شركت انگليسي هند شرقي تأسيس گرديد. منسوجات ابريشمي، گلدوزي، سوزندوزي، مليلهدوزي و حكاكي بروي عاج فيلها همچنين از جمله صنايع دستي ديگر كشور بنگلادش محسوب ميگردد. با ورود انگليسيها در اواسط قرن هجدهم صنايع دستي ِ روستايي و توليد آنها منع گرديد و فرهنگ صنايع دستي اين كشور، رو به زوال بود. بعد از استقلال كشور در سال 1971 دولت بنگلادش ضرورت جهت احياي چنين صنايع دستي را در كشور احساس نمود. به همين منظور دولت تصميم به تأسيس سازمان صنايع دستي و هنرهاي محلي بنگلادش در شهر sonargaon گرفت. ساختمان اين سازمان در مساحتي بالغ بر پنجاه جريب m) 200 ) بنا گرديده و در داخل خود محيط روستايي ِ سنتي با زندگي محلي، گياهان و جانوران بومي، منابع آبي، كلبههاي روستايي و صنايع دستي روستايي را به نمايش گذاشته است.

بعدها ماكت ساخته شده اي از كشور بنگلادش تحت عنوان Ruposhi Banjladesh در اين محل گذارده شد.

دولت در جهت ارتقاء سطح كيفي و كمي صنايع دستي ِ روستايي كشور، قطعنامهاي به شمارة ِcul 75/2 F.V- را صادر نمود. (جهت اطلاع بيشتر به اطلاعية روزنامه مورخه 18 مارس 1975 رجوع شود) در اين مصوبه به وضوح بيان شده كه حفاظت، نگهداري و ارتقاء هنرهاي فولكلور و صنايع دستي ِ روستايي و تشويق و ترغيب در جهت غناي هر چه بيشتر اين صنايع ضروري ميباشد. به همين منظور دولت بنگلادش تصميم تأسيس سازمان صنايع دستي و هنرهاي فولكلور را اتخاذ نمود. بعدها اداره و مديريت سازمان به گروه 17 نفره با مديريت وزارت فرهنگ كشور بنگلادش اعطاء گرديد.

از جملة عملكردهاي سازمان مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1 ِ حفاظت و نگهداري از هنرهاي فولكلور تاريخي و صنايع دستي كشور

2 ِ برگزاري دوره هاي آموزشي براي هنرمندان و صنعتگران

3 ِ تأسيس موزه هاي صنايع دستي و هنرهاي فولكلور در نقاط مختلف كشور

4 ِ تأسيس خانه هاي هنر روستايي در روستاهاي كشور

5 ِ فراهم آوردن ترتيبات جهت انجام تحقيقات بروي صنايع دستي و هنرهاي فولكلور بنگلادش و انتشار اطلاعات بدست آمده

6 ِ نگهداري و حفاظت از صنايع دستي و هنري فولكلور و تشويق و ترغيب توليد كنندگان صنايع دستي و روستايي جهت بالا بردن كيفيت كار

7 ِ مشاركت با شخص يا مؤسسهاي كه به نحوي از انحاء درگير كارهاي تحقيقاتي در زمينة صنايع دستي و هنرهاي فولكلور كشور ميباشد.

8 ِ انجام معاملات ملي و بين المللي جهت فروش و عرضه محصولات صنايع دستي و هنرهاي فولكلور بنگلادش با مجوز رسمي از دولت.

فرهنگستان بنگلا (Bangla)

همانگونه كه قبلاً گفته شد در خلال قوانين استعماري بريتانيا طي سالهاي (1757 ِ 1947) و استيلاي ارتش پاكستان كشور بنگلادش در وضعيتي كاملاً نامساعد و آشفته قرار گرفته بود. تلاشهايي در جهت تجزية فرهنگ بنگالي به چندين شاخه صورت گرفت. همچنين تلاشهايي از سوي دولت پاكستان در جهت ناديده انگاشتن زبان بنگالي و جايگزيني زبان اردو به جاي آن انجام گرفت، كه اين عمل با مخالفت شديد دانشجويان دانشگاه داكا و كشته شدن تعداد زيادي از دانشجويان بنگالي در تاريخ 21 فورية 1952 منجر گرديد. اين رخداد مردم بنگلادش را به شدت خشمگين نمود، به طوري كه جنبش يكپارچهاي جهت رهايي زبان بنگالي از تجاوزات پاكستانيها به راه انداخته شد. كه امروزه از اين جنبش تاريخي تحت عنوان نهضت زباني سال 1952 ياد مي شود. پس از به وقوع پيوستن اين نهضت، حكمرانان پاكستاني تغيير رويه داده و هر دو زبان اردو و بنگالي را به عنوان زبانهاي ايالتي پاكستان به مردم بنگلادش تحميل نمودند. در اين زمان براي ارتقاء زبان اردو و بنگالي دو فرهنگستان در شرق بنگلادش تأسيس گرديد.

هر دو اين فرهنگستانها تحت نظارت دولتهاي ايالتي اداره ميشدند. علاوه بر اين دولت مركزي پاكستان مؤسسة ديگري جهت ارتقاء زبان بنگالي تحت عنوان ادارة مركزي توسعة زبان بنگالي تأسيس نمود. پس از آزادي كشور بنگلادش، دولت به منظور جبران كمبودهاي گذشته و در جهت ارتقاء هر چه بيشتر زبان بنگالي، فرهنگستان Bangla را تأسيس نمود. ادارة مركزي توسعة زبان بنگالي نيز، در كنار فرهنگستان Bangla به فعاليت خود ادامه داد.

دولت جمهوري خلق بنگلادش اعلام نمود كه فرهنگستان Bangla مؤسسة خودگرداني است، كه تحت فرمان شمارة xِ1ِx مصوب 1978 آغاز به فعاليت نموده و توسط هيأت مديرة منسوبي دولت به فعاليتهايي در خصوص ارتقاء زبان بنگالي ميپردازد.

عملكردهاي فرهنگستان Bangla به شرح ذيل ميباشد:

1 ِ توسعه، پرورش و ارتقاء زبان ادبيات و فرهنگ بنگالي مطابق با آرمانهاي ملي

2 ِ تسهيل در امر معرفي زبان بنگالي در تمامي جنبه هاي زندگي ساكنين بنگلادش

3 ِ ترجمه واژگان زبان بنگالي به كلمات خارجي، اصطلاحات فني و واژگان علمي

4 ِ ترجمه نمودن و در دسترس قراردادن موضوعات مناسب زبان بنگالي نظير: لغتنامه ها، كتاب نامه ها و دايرةالمعارفها

5 ِ فراهم آوردن ترتيباتي جهت تحقيق بروي زبان و ادبيات بنگالي به منظور ارتقاء هر چه بيشتر اين زبان و ايجاد ارتباط با متخصصين و كارشناسان امر به منظور برقراري ارتباط نزديك با دانشگاهها و مؤسسات علمي

6 ِ تأسيس شعباتي از فرهنگستان در داخل بنگلادش با هدف پرورش هر چه بيشتر تحقيقات ادبي و فرهنگي

7 ِ ارائه كمكهاي مالي به نويسندگان و محققين برجستة بنگالي

8 ِ استخدام افراد و به خدمتگيري مؤسسات به اين منظور كه كارهاي خاصي از فرهنگستان را بر عهده گيرند.

9 ِ اعطاي جوايز به اشخاصي كه به عقيدة شورا نقش مشخص و قابل توجهي در تعالي زبان بنگالي يا مطالعة علوم هنري داشتهاند.

10 ِ سازماندهي، ايجاد و يا منسوخ نمودن حوزه هايي از فرهنگستان و كنترل فعاليت آنها.

11 ِ تعيين دوره و شرايط خدمتي كارمندان فرهنگستان

12 ِ اعطاء القاب افتخاري، عضو دائمي، عضو مادام العمر يا عضو ثابت فرهنگستان به اشخاصي كه به عقيدة شورا لايق تشخيص داده شده اند.

مؤسسة Nazrul

kazi nazrul islam شاعر ملي كشور بنگلادش است. سهم مشاركت اين شخص در زمينه هاي ادبي بنگلادش نامحدود است. صنعت شعر، رمان، نمايشنامه، داستان، نشر، مقاله، موسيقي و آواز همگي جزء صنايع ادبي بنگلادش ميباشند كه از نوشته هاي Nazral بهره برده و به غناي خاصي رسيدهاند. در زمان حيات او هيچگونه اقدام جدّي در جهت جمع آوري و انتشار آثارش صورت نگرفت، اما بعدها جمع آوري تمامي نوشته هاي او ضروري تشخيص داده شده و تحقيقاتي بر روي آثار او انجام گرفت. بدليل اهميت موضوع (مسائل فرهنگي كشور) و تأثير مثبت اين شخص در ادبيات كشور بنگلادش مؤسسه Nazral طبق فرمان شمارة (xxx1x) در تاريخ 12 ژوئن 1974 تأسيس گرديد.

ادارة امور اين مؤسسه به هيأت مديرة 7 نفره تفويض گرديد.

از جملة عملكردهاي مؤسسة Nazral مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1 ِ گسترش مطالعه آثار Nazral

2 ِ جمع آوري سرودهاي اين شاعر ملي و ديگر آثار به جا مانده از او در داخل و خارج از كشور جهت گردآوري، نگهداري و انتشار آنها

3 ِ فراهم آوردن ترتيباتي براي تحقيق بر روي آثار Nazral در زمينة ادبيات در جهت تبليغ و انتشار آن.

4 ِ برپايي كنفرانسها، سخنرانيها، مناظرات و سمينارهايي در خصوص بررسي آثار ادبي شاعر

5 ِ تأسيس كتابخانه ها، مراكز ضبط نوار، يادداشتها و ديگر آثار بيادماندني Nazral در زمينة ادبيات

6 ِ تهية نت نويسي موسيقي جهت ترويج نوع خاص نت نويسي Nazral با سبك و سيستم خاص نگارشي و عرضة آن با استاندارد قابل قبولي بر روي صفحههاي گرامافون، نوارها، فيلمهاي ويديوئي و كتابهاي چاپي.

7 ِ فراهم آوردن زمينهاي جهت آموزش در مؤسسه Nazral و نقد و بررسي آثار شاعر

8 ِ اعطاي جوايز به نويسندگاني كه از نظر مؤسسه، سهم عمده اي در تحقيق بر روي آثار Nazral ايفا نموده اند.

مركز ملي كتاب

پيشرفت فرهنگي و آموزشي كشور مستقيماً به تهيه و تدارك ابزار و قوانين آموزشي و آموزش فرهنگ كشور به تمامي اقشار جامعه بستگي دارد. اين مطلب به خصوص در بافت جامعة كشورهاي آسيايي كه سطح سواد آنها به سرعت رو به گسترش بوده و زبانهاي ملي در آنها همان زبان رسمي و آموزشي كشور است به وضوح به چشم مي خورد. تدارك ابزار آموزشي مناسب جهت مطالعه به نوبة خود به سطح آگاهي مردم يك كشور نسبت به كتاب و كتابخواني بستگي دارد كه اين آگاهي تنها از طريق مركز يا مؤسسه حرفه اي كارآمد امكانپذير است. جهت تحقق و برآورده شدن اين نياز كميسيوني با دستورالعمل و نظريات و قوانين مناسب در خصوص كتاب و كتابخواني در كشور بنگلادش تأسيس گرديد. مطابق نظريات، دستورالعملها و توصيههاي ارائه شده از سوي اين كميسيون، دولت به تأسيس مؤسسة خودگردان تحت عنوان مركز ملي كتاب با هدف توسعة صنعت كتاب در سال 1960 اقدام نمود. اين مؤسسه بر اساس قوانين ويژه و آئيننامة مصوب 22 دسامبر 1965 و اصلاحية مورخه 20 نوامبر 1995، اداره ميگردد. مؤسسة ملي كتاب در اصل مؤسسة خود گردان ميباشد كه با هيأت مديرة 17 نفره و با رياست دبيرخانه وزارت فرهنگ تحت نظارت دولت اداره ميگردد.

عملكردهاي مركز ملي كتاب به شرح ذيل ميباشد:

1 ِ جمع آوري و انتشار اطلاعات آماري و كتابنامهاي

2 ِ بررسي نيازمنديهاي منابع مطالعاتي ملي و انتشار گزارشي از آن

3 ِ ارتقاء صنعت نشر كتاب و شيوه هاي توزيع آن

4 ِ فراهم آوردن امكانات جهت افزايش علاقة به مطالعه كتاب در ميان تمامي سطوح جامعه

5 ِ بر پايي نمايشگاههايي از كتابهاي رايج و كمياب

6 ِ انتشار فهرستي از كتابها و راهنماي كتاب براي خوانندگان

7 ِ تحقيق و جمع آوري اطلاعات در خصوص موضوعات مختلف و وابسته به كتاب و انتشار نتايج آن

8 ِ فراهم آوردن ترتيباتي جهت ايجاد انگيزه در بين نسل جوان كشور براي مطالعة كتاب

9 ِ تأسيس كتابخانه در مراكز شهرها و فراهم آوردن امكانات مناسب مطالعاتي

10 ِ برگزاري و نظارت بر سمينارها، همايشها، نمايشگاههاي كتاب در سطح ملي و با مجوّز دولت در سطوح بين المللي

11 ِ اعطاي جوايز به بهترين ناشر به منظور تشويق صنعت چاپ

12 ِ فراهم آوردن ترتيباتي جهت اعطاي جايزه به بهترين حروفچين به منظور تشويق صنعتگران چاپ به ارائه بهترين شيوه جهت چاپ كّتب

13 ِ مشاوره با دولت در خصوص موضوعات مربوط به نشر كتاب

مؤسسات فرهنگي بومي

در كشور بنگلادش علاوه بر نژاد بنگالي در حدود يك ميليون نفر افراد بومي با قوميتهاي مختلف در آن زندگي ميكنند. اين قبايل همگي نسلي از نخستين قبايل ساكن در بنگلادش ميباشند.

تاكنون 27 جامعه بومي بطور مشخص در اين كشور شناسايي شده اند. از جمله اصليترين اين اجتماعات بومي مي توان به chakam ، Maram ، Tanchangya ، Tripura ، Mro ، khumi ، chak ، lushai ، pankhua ، Bawm ، khyang ، Garo ، Hajong ، koach ، Banai ، Hadi ، Dalui ، Manipuri ، knasi و santal و... اشاره كرد.

همانگونه كه قبلاً گفته شد به جز اجتماع بومي sntals تمامي اجتماعات بومي ديگر بنگلادش بازماندهاي از اجداد مغول و نژاد زردپوست ميباشند كه در مناطق كوهستاني جنوب و شمال شرقي كشور زندگي ميكنند. در نقطه مقابل (santals) ، بازماندگاني از نژاد آسيايي ميباشند كه در فلات و دشتهاي غرب و شمال غربي كشور زندگي ميكنند.

پس از آزادي كشور در سال 1971 و به ويژه در اواخر قرن هفدهم دولت جمهوري خلق بنگلادش به جهت وجود تنوعات قومي تصميم به تأسيس چندين مؤسسة فرهنگي ِ قومي در نواحي ييلاقي كشور گرفت. از اينرو چهار مؤسسه قومي ِ محلي تحت عناوين knagrachhari , Rangamati , bandarban , Birisiri و دو مؤسسة فرهنگي ديگر يكي در منطقة Rajshani و ديگري در منطقه sylhet تأسيس گرديد.

اهداف و عملكرد مؤسسات فرهنگي بومي به شرح ذيل ميباشد:

1 ِ انجام تحقيقات در خصوص شيوه هاي زندگي مردم بومي و آداب و رسوم آنان و برجسته تر نشان دادن آداب و رسوم مشتركي كه بين قبايل بومي در نقاط مختلف كشور مرسوم ميباشد. انجام اينگونه تحقيقات در جهت ارائه روند كلي از نحوة زندگي فرهنگي ملي و بومي كشور بنگلادش ميباشد.

2 ِ نگهداري و ارتقاء فرهنگهاي بومي و سنتي بنگلادش

3 ِ تأسيس گالريهايي جهت نمايش ميراث فرهنگي قبايل بومي بنگلادش

4 ِ فراهم آوردن موقعيتهايي جهت اجراي نمايشهاي گوناگون در داخل و خارج از كشور با هنرمندان بومي

5 ِ برگزاري دوره هاي مختلف آموزشي جهت تربيت هنرمندان جديد بومي

مركز فرهنگي (cox Bazar)

منطقة (Cox Bazar) جنوبيترين بخش كشور بنگلادش ميباشد كه در ساحل خليج بنگال واقع شده است. ساحل طولاني اين منطقه مملو از زيباييهاي طبيعي است. سياحان از نقاط مختلف جهان براي ديدن مناظر اين منطقه به كشور بنگلادش سفر ميكنند. فعاليتهاي فرهنگي مردم اين منطقه بسيار جذاب و متنوع ميباشد. نژاد اكثر جمعيت اين منطقه بنگالي ميباشد. اما اجتماع كوچك بومي از نژاد Rakhains نيز در اين منطقه زندگي ميكنند. بنابراين فرهنگ اين منطقه تركيبي از فرهنگ بنگالي و فرهنگ بومي است. در جهت حفظ، نگهداري و ارتقاء فرهنگ مردم اين منطقه دولت بنگلادش اخيراً تصميم به اجراي پروژه ايي جهت تأسيس يك مركز فرهنگي در Cox Bazar را دارد كه هر دو فرهنگ بنگالي و Rakhains را مورد تأكيد قرار داده است.

فرهنگستان كودكان بنگلادش shishu

نيمي از جمعيت كشور بنگلادش را كودكان تشكيل ميدهند و در واقع سكان آيندة كشور ميباشند. اگر اين سيل عظيم كودكان كشور به طور صحيح تحت آموزش و تربيتهاي گوناگون علمي قرار گيرند، آيندة كشور بنگلادش شكوفا و پررونق خواهد بود. به همين منظور و جهت تجلي استعدادها و توانائيهاي نهفته كودكان بنگالي، فرهنگستاني تحت عنوان آكادمي shishu ويژه كودكان بنگالي در سال 1976 تأسيس يافت. كودكاني از تمامي نقاط بنگلادش در شهر داكا گرد آمده و از طريق مدارسي كه در آنها تحصيل ميكنند به عضويت اين فرهنگستان درآمدهاند. در اين فرهنگستان آموزشهايي در خصوص هنرهاي زيبا و هنرهاي نمايشي ارائه ميگردد. اين كودكان اغلب باتوجه به سن و موضوع مورد علاقهاشان به گروه هاي مختلفي تقسيم ميشوند. هر چند وقت يكبار مسابقاتي بين گروه هاي مختلف برگزار شده و به بهترين اجرا كنندگان جوايز ارزندهاي اعطا شده. و حتي در برخي مواقع جهت ارائه آثار خود به كشورهاي خارجي عزيمت مي نمايند. از اين رو بنابر اهميت موضوع، دولت بنگلادش اقدام به تأسيس مؤسسات فرهنگي با شعبات بيشتر در شهرهاي كوچكتر بنگلادش نموده است بطوري كه كودكان مناطق محلي نيز قادر به استفاده از اين امكانات باشند. تاكنون 64 شعبه از اينگونه مؤسسات فرهنگي در سراسر بخشهاي بنگلادش تأسيس يافته است.

وزارت علوم و فن آوري

موزة ملي علوم و فنآوري

موزة ملي علوم و فنآوري داكا در سال 1965 تأسيس يافت. در سالهاي آغاز فعاليّت، تنها با يك كالري آن هم در يك ساختمان اجارهاي شروع به فعاليت نمود. طي سالهاي متوالي اين موزه از مكاني به مكان ديگر در ساختمانهاي اجارهاي نقل مكان ميكرد. اما تقريباً از اوايل سال 1977 فعاليتهاي گستردة خود را به نحو چشمگيري آغاز نمود. در سال 1984 دولت جمهوري خلق بنگلادش پروژه اي جهت ساخت يك ساختمان بزرگ با تمامي امكانات جهت اختصاص دادن به مدرنترين موزة ملي كشور را به مرحله اجرا درآورد. كارهاي ساختماني اين مركز تا سال 1987 پايان يافته و موزه به ساختمان جديد واقع در منطقة Ajargaoan در داكا منتقل گرديد. موزة ملي علوم و فنآوري بنگلادش عمدتاً مسؤوليت ارائه آگاهيهاي بيشتر در خصوص علوم و فنآوري به تودة مردم به ويژه به دانش آموزان كشور را برعهده دارد. اما اين موزه بر طبق قوانين مدرن علاوه بر فراهم آوردن آگاهي در زمينة علوم، مقدمات ايجاد دوره اي آموزشي غيررسمي را نيز فراهم آورده است. به عبارت ديگر اين موزه از طريق آموزشهاي ديداري (سمعي) به دانش آموزان، معلمان و ديگر بازديد كنندگان، سعي در افزايش سطح آگاهيهاي مردم بنگلادش در خصوص علوم و فنآوريهاي موجود در داخل و خارج كشور دارد.

عملكردهاي موزه ملي علوم و فنآوري بنگلادش به شرح ذيل ميباشد:

1 ِ اهميت دادن به علوم و استفاده از آن براي ساختن تمدني بهتر

2 ِ به تصوير كشيدن تاريخچة علوم و فنآوري در كشور

3 ِ دادن آگاهي به مردم در خصوص طبيعت، منابع طبيعي و برنامه هاي تحقيقاتي علمي در كشور

4 ِ فراهم آوردن موقعيت جهت آموزش علوم در مدارس و دانشكدههاي كشور

5 ِ تشويق و ترغيب جوانان به منظور انجام ابداعات علمي

6 ِ گسترش روابط دو جانبه ميان مؤسسات علمي و ابداع كنندگان كشور و معرفي آثار علمي آنان به عموم مردم

7 ِ بر پايي نمايشگاههاي علوم در سطح ملي با كمك سازمانهاي وابسته

وزارت اطلاعات

سازمان صدا و سيما (راديو و تلويزيون)

در خلال به اجرا در آمدن قوانين انگليسي در شبه قارة هند، دو رسانة ارتباط جمعي يعني راديو و تلويزيون در اين شبه قاره شناسانده شد. ابتدا مراكزي از اين دو رسانه در شهرهاي دهلي و كلكته تأسيس يافت. در سال 1947 كشور پاكستان به رسميت شناخته شد. مراكزي از اين دو رسانة گروهي در شهر داكا (پايتخت بنگلادش امروزي) احداث يافت. بعد از استقلال كشور بنگلادش هر دو اين رسانه ها تحت نظارت اجرايي سازمان صدا و سيماي ملي درآمدند. اين سازمان توسط دولت و طبق فرمان شماره (xxx/1) مصوب سال 1986 در شهر داكا تأسيس يافت.

از جملة عملكردهاي اين سازمان مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1 ِ نظارت، مديريت، راه اندازي و توسعة راديو و تلويزيون در بنگلادش

2 ِ اجراي سياستهاي دولت در برنامه هاي راديو و تلويزيون

3 ِ ارائه طرحها و برنامه هايي جهت توسعة صنعت راديو و تلويزيون كشور

4 ِ تأسيس مؤسسات آموزشي و برگزاري كلاسهاي عملي براي افرادي كه علاقمند بوده و يا حرفة آنان به گونه اي با برنامه هاي پخش شده از راديو و تلويزيون در ارتباط باشد.

5 ِ خريد تجهيزات و ابزار آلات مورد نياز راديو و تلويزيون طبق روال دولتي

6 ِ انعقاد قراردادهايي با سازمانهاي خارجي به منظور ارتقاء سطح كيفي و كمي راديو و تلويزيون كشور با مجوز رسمي دولت

7 ِ برقراري ارتباط و استفاده از تجربيات كليه سازمانهاي بين المللي كه به فعاليّت در زمينة راديو و تلويزيون ميپردازند.

8 ِ استفاده از تمام توان مالي و قانوني جهت نظارت دقيق، مديريت راه اندازي و توسعة راديو و تلويزيون كشور

لازم به ذكر است كه سازمان صدا و سيماي بنگلادش جهت ايفاي وظيفه خود مي بايستي تحت سياستهاي چندگانه دولت نظارت و اداره گردد.

مؤسسه ملي ارتباط جمعي

در سال 1982 دولت بنگلادش با هدف ارتقاء سطح فني راديو و تلويزيون كشور، موسسة ملي ارتباط جمعي شهر داكا را تأسيس نمود. اين مؤسسه كه توسط حمايتهاي مالي دولت اداره ميگردد در واقع مؤسسهاي خودگردان است. عملكردهاي مؤسسة ملي ارتباط جمعي به شرح ذيل ميباشد:

1 ِ فراهم آوردن تمامي معيارهاي اساسي مؤثر در رشد و ارتقاء راديو و تلويزيون ارائه آموزش ضمن خدمت به مهندسين و كاركنان جديد

2 ِ ارائه دادن برنامه هاي تحقيقاتي در كنار علوم الكترونيكي

3 ِ پيشنهاد خدمات مشاوره به راديو و تلويزيون

4 ِ انعقاد قرارداد با ديگر سازمانها چه ملّي و چه بين المللي كه به گونه اي در زمينة راديو، تلويزيون و علوم الكترونيكي داراي تخصص ميباشند.

لازم به ذكر است كه انجام هر يك از فعاليتهاي اين مؤسسه در خصوص راديو و تلويزيون ملّي با هماهنگي قبلي دولت صورت ميگيرد. مطبوعات جزء رسانه هاي گروهي ِ قومي در زمينة اطلاع رساني يك كشور محسوب ميشوند. تمامي دولتهاي جهان، دولتهاي دموكراتيك و مردم سالار به آزادي كامل و اختصاص كمكهاي مالي به مطبوعات جهت رشد و توسعة هر چه بيشتر جامعه اذعان دارند. دولت جمهوري خلق بنگلادش با آگاهي از اين مطلب و جهت برگزاري دوره هاي ويژه آموزش ضمن خدمت در رشتة روزنامه نگاري اقدام به تأسيس مؤسسة مطبوعات بنگلادش در سال 1976 نمود. مؤسسه مذكور، مؤسسهاي خودگردان است كه توسط هيأت مديرة 18 نفره و با نظارت مستقيم دولت اداره ميگردد.

عملكردهاي مؤسسة مطبوعات بنگلادش به شرح ذيل ميباشد:

1 ِ برگزاري دوره هاي آموزش ضمن خدمت براي روزنامه نگاران و كارمنداني كه تحت نظارت دولت يا هر سازمان محلّي، مشغول به فعاليت فرهنگي و يا مطبوعاتي ميباشند.

2 ِ گنجاندن برنامه هاي تحقيقاتي در رشته روزنامهنگاري در سطوح ملّي و بين المللي و انتشار دادهها و اطلاعات مربوط به آن

3 ِ ارائه خدمات مشاوره به روزنامه ها يا خبرگزاريهاي كشور

4 ِ برقراري ارتباط با سازمانهاي مطبوعاتي چه در سطح ملّي و چه در سطح بين المللي

5 ِ تأسيس انبارهاي ويژة شمارههاي پيشين روزنامه و مطبوعات با يك واحد نمايش ميكروفيلم و مراكز مأخذ روزنامه

6 ِ مشاوره با دولت در تمامي زمينه هاي مربوط به مطبوعات

7 ِ انجام دادن كليه اموري كه در تعالي و افزايش سطح استاندارد صنعت روزنامهنگاري كشور مؤثر باشد.

دستورالعمل هاي سياست فرهنگي

تأمين بودجه فعاليتهاي فرهنگي

همانگونه كه قبلاً هم گفته شد، دولت جمهوري خلق بنگلادش داراي يك نظام وحدت طلب ميباشد. بنابراين تمامي هزينه هاي دولت از طريق بودجه اي واحد برآورد ميگردد. بودجة مالي كشور بنگلادش براي يكسال مالي كه از 1 ژولاي تا 30 ژوئن به طول ميانجامد تعيين ميگردد. دولت بنگلادش از اين بودجه مبالغي را به وزارتخانه هاي ارشد اختصاص ميدهد. سپس هر وزارتخانه اي مبلغ بودجه تخصيص يافته را در ميان مؤسسات تحت نظارت خود تقسيم مي نمايد. فعاليتهاي فرهنگي كشور بنگلادش اغلب توسط مؤسساتي كه تحت نظارت وزارت علوم و فرهنگ قرار دارند انجام ميگيرد. فرهنگستان shishu تحت نظارت وزارت امور كودكان و زنان بنگلادش، موزة علوم تحت نظارت وزارت علوم و فنآوري و سازمان راديو و تلويزيون بنگلادش، مؤسسة ملّي ارتباطات جمعي و مؤسسه مطبوعات بنگلادش همگي تحت نظارت وزارت اطلاعات اداره ميشوند. مبالغ اختصاص يافته دولتي به وزارت خانه هاي مذكور در طي چندين سال متوالي، طبق آماري در ذيل نشان داده شده است:

لازم به ذكر است كه ارقام ذيل در مبناي صدهزار روپيه محاسبه گرديده است.

1 ِ كلية هزينه هاي اختصاص يافته به مؤسسات تحت نظارت وزارت فرهنگ بنگلادش طي سالهاي 92 ِ 1993، 93 ِ 1994 و 94 ِ 1995 به شرح ذيل ميباشد:

00/1155 ِ 14/4849 ِ 04/2046 ِ 00/1500 ِ 04/3546 ِ 38/2270 ِ 00/1475 ِ 14/3694 ِ 38/3745

2 ِ كليه هزينه هاي اختصاص يافته به فرهنگستان 92 ِ 1993، 93 ِ 1994، 94 ِ 1995:

00/200 ِ 00/323 ِ 00/128 ِ 00/340 ِ 00/468 ِ 00/137 ِ 00/460 ِ 00/597

3 ِ كلية هزينه هاي اختصاص يافته به موزه ملي علوم و فنآوري بنگلادش كه تحت نظارت وزارت علوم و فنآوري است طي سالهاي 93 ِ 1992 94 ِ 1993 95 ِ 1994 به شرح ذيل ميباشد:

00/37 ِ 00/37 ِ 00/40 ِ 00/40 ِ 00/44 ِ 00/100 ِ 00/144

4 ِ كلية هزينه هاي اختصاص يافته به راديو، تلويزيون، مؤسسة ملي ارتباطات جمعي و مؤسسة مطبوعات بنگلادش كه تحت نظارت وزارت اطلاعات ميباشند طي سالهاي 95 ِ 1996، 96 ِ 1997، 97 ِ 1998 به شرح ذيل ميباشد:

52/6539 ِ 00/2427 ِ 52/8966 ِ 20/8380 ِ 00/3492 ِ 20/11872 ِ 20/7164 ِ 00/3468 ِ 20/10632

علاوه بر بودجه هاي اختصاص يافته كه در بالا آورده شد، دانشگاههاي بنگلادش نيز مبالغي را جهت كمك به مؤسسات فعال در زمينه هنرهاي زيبا و هنرهاي نمايشي اختصاص ميدهند. مبلغ اينگونه هزينه ها به طور جداگانه ثبت نميگردد بنابراين آمار دقيقي از آن در دست نميباشد. همچنين وزارت آموزش و پرورش بنگلادش بودجه هايي را به مدارس و دانشكدههايي كه آموزشهاي فرهنگي همراه با آموزشهاي عمومي در آن ارائه ميگردد اختصاص داده است، امكان برآورد هزينه اين مبالغ نيز به علّت ادغام در هزينه هاي كلي مقدور نميباشد. از مبالغ صرف شده در بخشهاي مختلف هنري كشور مي توان پي برد كه تخصيص بودجه به بخشهاي مختلف فرهنگي و هنري كشور همه ساله از رشد صعودي برخوردار بوده است.

قانونگذاري

سياست دولت بنگلادش در خصوص فرهنگ ملي داراي پايه هاي قانوني است كه به وضوح در اصول 23 و 24 قانون اساسي اين كشور كه توسط مجلس شورا در سال 1972 به تصويب رسيده ديده مي شود.

اصل 23 قانون اساسي

اين اصل از قانون اساسي بيان ميدارد كه دولت بايد از تمامي معيارها و امكانات فرهنگي كشور در جهت حفظ و نگهداري از سنتها و ميراث فرهنگي و پرورش و توسعة زبان ملّي، ادبيات و زمينه هاي مختلف هنري، استفاده كرده و در راستاي غنيسازي فرهنگ ملي گام بردارد.

اصل 24 قانون اساسي

اين اصل از قانون اساسي بيان ميدارد كه دولت بايد از تمامي معيارها و امكانات موجود در جهت جلوگيري از بروز كاستيها، خسارت يا فقدان آثار باستاني تاريخي، اشياء و اماكن تاريخي استفاده نمايد. علاوه بر آن دولت بايد قوانيني جهت حفظ و نگهداري اشياء تاريخي كشور تصويب نمايد. (لازم به ذكر است اداره موزه ها و باستانشناسي بنگلادش در جهت اجراي اين قوانين از سوي دولت منصوب شده است)

كلّية مؤسسات فرهنگي و هنري كشور قادر به فعاليت در حيطه اختيارات قانوني خود ميباشند، دولت نيز مي بايستي به طرح ريزي قوانين براي هر يك از اين مؤسسات اقدام نموده و به نظارت بر فعاليتهاي فرهنگي اين مؤسسات بپردازد.

سياستهاي ناحيه اي

ميراث فرهنگي

بناهاي يادبود باستاني كل كشور تنها تحت نظارت اداره باستانشناسي اداره ميگردند. اين اداره علاوه بر حفاري مكانهاي باستاني بر خريد و فروش آثار تاريخي نيز نظارت مي نمايد. در اين ميان نمونه هاي محدودي از بناهاي تاريخي نظير mahasthan ، Maynamati و Paharpur به طور دائمي جهت نمايش آثار هنري به موزة ملي كشور بنگلادش سپرده شده اند. ديگر اسناد تاريخي نظير مجسمه هاي فنري، سنگي، سفالينهها، سلاحهاي قديمي، اشياء تزئيني، آثار حكاكي بر روي عاج فيل، منسوجات، دست نوشته هاي قديمي، ابزار خانگي، كه از طريق حفاريهاي سطحي و يا حفاريهاي اتفاقي بدست آمدهاند جزء اموال و دارايي موزه هاي كشور بنگلادش محسوب ميگردد.

موزة ملي بنگلادش در واقع موزة ملي كشور ميباشد، كه به جمع آوري، نگهداري و نمايش اشياء و ميراث فرهنگي بنگلادش ميپردازد. علاوه بر موزه ملي بنگلادش سه موزة ديگر كه عملكردي مشابه با عملكرد موزة ملي دارند در كشور بنگلادش مشغول به فعاليت ميباشند. اين 3 موزه عبارتند از:

1 ِ مؤسسة تحقيقاتي (varendra) كه توسط دانشگاه Rajshahi اداره ميگردد.

2 ِ موزة (Dinajpur) كه توسط شهرداري شهر اداره ميگردد.

3 ِ موزة (Farydpur) كه شهرداري شهر آن را اداره مي نمايد. ابزارآلات علمي، فني و صنعتي در واقع بخشي از دارائيهاي موزة علوم فنآوري محسوب ميگردد.

موزة ملي همچنين به نمايش گونههاي جانوري و گياهي كه اساساً جزء دارائيهاي موزة علوم ميباشد، ميپردازد. آثار هنرهاي زيبا جمع آوري و توسط موزة ملي و فرهنگستان shilpakala نمايش داده ميشوند.

دولت بنگلادش جهت نظارت بر تمامي آثار ارائه شده در زمينة هنرهاي زيباي كشور به تأسيس گالري هنر ملّي مبادرت نموده است.

آموزش و تربيت فرهنگي

كشور بنگلادش اهميت خاصي براي آموزش فرهنگي در مدارس، دانشكدهها، دانشگاهها و همچنين مؤسسات هنري قائل شده است. در مدارس ابتدايي اين كشور هنرهايي نظير موسيقي، رقص، خياطي و نقاشي، دو ساعت در هفته به دانش آموزان تعليم داده مي شود. اين در حاليست كه در دبيرستانهاي كشور بخشي از آموزش با گروه مجزايي از مربيان و برنامه هاي درسي ويژه به اين امر اختصاص يافته است. در تعدادي از دانشكدهها و دانشگاههاي بنگلادش، آموزش فرهنگي، تنها براي دانشجويان مستعد تدارك ديده شده است. اما دوره هاي آموزش علوم هنري در مؤسسات تخصصي هنري بر پا ميباشد. فرهنگستان shilpakala دوره هاي آموزشي در زمينه هنرهاي نمايشي برگزار مي نمايد. علاوه بر اين مؤسسه فرهنگي خصوصي با نام (sangna) در زمينة آموزش نمايشنامه نويسي، اجراي نمايش همراه با موسيقي (نمايش موزيكال) در بنگلادش به فعاليت ميپردازد.

هنرهاي نمايشي

هنرهاي نمايشي جزء اصلي فرهنگ كشور بنگلادش محسوب ميشوند. در دورة آموزش ابتدايي همگام با ارائه برنامه هاي درسي منظم رشتة موسيقي نيز تدريس ميگردد و در تعدادي از مدارس آموزش رقص داير ميباشد. مسابقات فرهنگي ساليانه در كليه مدارس بنگلادش برگزار شده و جوايزي به برندگان اين مسابقات اعطاء ميگردد. كه در سطح عاليتر اين مسابقات فرهنگي هر ساله در سطوح استاني بين مدارس كشور نيز برگزار ميگردد. در آخر دانش آموزاني كه در طي اين مسابقات مهارت خود را به نمايش بگذارند، جوايز و لوحههاي تقديري دريافت ميدارند. اما هدف دولت بنگلادش از برگزاري چنين مسابقاتي در سطح مدارس ترغيب مدارس كشور به ارائه آموزش به دانش آموزان خود در رشته هاي ياد شده ميباشد. در سطوح پيش دبستاني آموزش هنرهاي نمايشي به صورت حرفه ايتر مطرح ميگردد. در سطح بالاتر كالجهاي هنرهاي نمايشي در شهرهاي داكا و (Muhammavpur) از سوي سازماندهي ميگردد. در دو دانشگاه jahangir nagar , chittagong شهر داكا رشته هاي هنرهاي زيبا آموزش داده شده و آموزش در اين رشته ها تا سطح فوق ليسانس امكانپذير ميباشد.

هنرهاي زيبا

در كشور بنگلادش هنرهاي زيبا از جايگاه رفيعي برخوردار گشته است. در مدارس ابتدايي در كنار ساير رشته هاي فرهنگي، هنرهاي زيبا با اهميت بيشتري تدريس ميگردد. تدريس نقاشي در كنار ساير رشته هاي هنرهاي زيبا از اهميت بسزايي برخوردار است. نقاشي در جنگ آزاديبخش سال 1971 به عنوان علاقة مشترك همگاني در بين تمامي دانش آموزان كشور مطرح بود. به منظور مطالعة اين رشته در سطوح بالاتر، دو كالج يكي در chittajong و ديگري در khalna تأسيس گرديد. اولين كالج هنرهاي زيبا كه در سال 1948 در شهر داكا تأسيس شده بود اكنون به مؤسسة فرهنگي دانشگاه داكا تبديل شده است. در اين موسسة فرهنگي امكان ادامه تحصيلات در رشته هنرهاي زيبا تا درجة ليسانس و فوق ليسانس امكانپذير ميباشد. علاوه بر اين مراكز آموزشي، دانشگاههاي chittagong و Rajsahi نيز امكان ادامة تحصيل در رشته هاي هنرهاي زيبا تا درجة فوق ليسانس را فراهم آوردهاند.

موسيقي

به نظر ميرسد كه فرهنگ سنتيّ و آداب و سنن فرهنگي كشور بنگلادش توجه خاصي به رشتة موسيقي مبذول داشته است. از موسيقيدانان ملّي بعنوان شخصيتهاي پرافتخار كشور بنگلادش ياد مي شود. از اين رو موسيقي دانان مشهور از كار افتاده اين كشور بطور منظم تا آخر عمر از مستمريهاي دولتي برخوردار ميباشند.

صنايع فرهنگي

نشر كتاب

چاپ كتاب در كشور بنگلادش اساساً توسط ناشرين خصوصي انجام ميگيرد. اما دولت بنگلادش نيز در اين زمينه اقدام به تأسيس دو موسسة تحت عناوين فرهنگستان Bangla و مركز كتاب ملي jatiya Kendra نموده است. فرهنگستان Bangla دست نوشتهها و آثار نويسندگان مشهور و نامدار كشور را در عوض اعطاي پاداش و انتشار اين آثار جمع آوري مي نمايد. كتابهاي منتشره اساساً در دانشكدهها و دانشگاههاي كشور بنگلادش تدريس ميگردند. اغلب اين كتابها به زبان بنگالي انتشار يافته اند. تعداد آثار انتشار يافته توسط فرهنگستان Bangla از سال (1973 ِ 1997) حدود 1085 جلد كتاب بوده است.

مطبوعات

به نظر ميرسد كه مطبوعات بعنوان رسانه اي مطرح در حوزة اطلاع رساني كشور بنگلادش محسوب ميگردد به طوري كه دولت بنگلادش اهميت زيادي به ارتقاء و پيشرفت كيفي و كمي آن قائل ميباشد. اگرچه يارانه هاي مشخص به صنعت چاپ اين كشور تعلق نگرفته، اما دولت كمكهاي مالي غيرمستقيم خود را در اين زمينه افزايش داده است. يك مؤسسة مطبوعاتي توسط دولت و در شهر داكا به منظور آموزش ضمن خدمت براي روزنامه نگاران مشغول به كار در رشته روزنامهنگاري و يا اعضاي جديد تأسيس يافته است. تأسيس اين مؤسسه كه از اعتبار زيادي نيز برخوردار است كمك شاياني به ارتقاء سطح استاندارد صنعت روزنامهنگاري در كشور بنگلادش نموده است. كاغذهاي چاپ، بنا بر نوع امتياز چاپ جهت چاپ روزنامه، مجلاّت و ماهنامه در دسترس ناشرين قرار ميگيرد. اين مسأله خود باعث افزايش روزافزون تعداد روزنامه هاي كشور پس از قرن هجدهم گرديده است. تعداد روزنامه هاي منتشره در كشور بنگلادش به شرح ذيل ميباشد:

روزنامه 302 عدد #9; هفتهنامه 549 عدد #9; ماهنامه 346 عدد

دو ماهنامه 7 عدد #9; سالنامه 8 عدد #9; نشرياتي كه دو هفته يكبار چاپ ميشوند 163 عدد

فصل نامه ها 65، عدد.

راديو و تلويزيون

راديو و تلويزيون در كشور بنگلادش بصورت مؤسسات دولتي و در واقع بخشي از سازمان صدا و سيماي مليّ بنگلادش ميباشند. هر دو يعني راديو و تلويزيون در بنگلادش به طور مستقيم از سوي وزارت اطلاعات نظارت شده و از طريق بودجة دولت اداره ميگردند. هزينه هاي كلي جهت پخش و توليد برنامه ها و پرداخت حقوق كارمندان همه از طريق بودجة دولتي تأمين ميگردند. به جهت ارتقاء سطح كيفي و كمي صنعت راديو و تلويزيون، دولت بنگلادش اقدام به تأسيس مؤسسة ملي ارتباطات جمعي نموده است. اين مؤسسه آموزشهاي ضمن خدمت به كارمندان فني هر دو موسسة (راديو و تلويزيون) ارائه ميدهد.

صنعت فيلم و سينما

توليد فيلمهاي سينمايي و كلية نمايشهاي تصويري در كشور بنگلادش توسط توليد كنندگان خصوصي صورت ميگيرد. بيش از 20 شركت توليد فيلم در كشور مشغول فعاليت ميباشند اما دولت بنگلادش به منظور ارتقاء هر چه بيشتر اين صنعت، اقدام به تأسيس شركت توسعة فيلم (FDC) با بودجة دولتي نموده است. شركت توسعة فيلم استوديوي فيلمسازي مجهز به آخرين تجهيزات روز ميباشد كه هر فيلمسازي قادر است با پرداخت هزينه هاي ثابت در آن به فعاليت بپردازد. مؤسسه FDC همچنين از ميان هنرمندان، فيلمسازان و ستارگان سينما كه به تازگي وارد اين صنعت شده اند، افراد مورد نظر خود را انتخاب كرده و آموزشهاي حرفه اي در زمينه فيلم سازي به آنان ارائه ميدهد. دولت بنگلادش به منظور ارتقاء سطح كيفي فيلمسازي در كشور، اقدام به اعطاي جايزة فيلم ملي و تأسيس مؤسسهاي با نام آرشيو فيلم نموده است. از جمله مساعدتهاي ديگر دولت در زمينة فيلمسازي مي توان به پرداخت يارانه به فيلمهايي با كيفيت بالاي استاندارد اشاره نمود. در زير بخشي از مبالغ يارانة تخصيصيافته به صنعت سينما طي چند سال متوالي آورده شده است:

ضمناً لازم به ذكر است كه واحد پولي ارقام مندرج در ذيل برحسب هزار روپيه در نظر گرفته شده است.

بين سالهاي 93 ِ 1994، 00/45

بين سالهاي 94 ِ 1995، 00/22

بين سالهاي 95 ِ 1996، 00/33

بين سالهاي 96 ِ 1997، 00/45

توسعة فرهنگي

فرهنگ سنتي كشور بنگلادش سابقهاي بسيار ديرينه دارد. اغلب مردم اين كشور در روستاها زندگي ميكردند و تعداد شهرهاي كشور بسيار محدود بود. در نتيجه فرهنگ اين كشور، فرهنگي روستايي بود و فرهنگ شهري هيچ تأثيري بر جامعه نداشت. در دوران قرون وسطي بنگلادش از لحاظ اقتصادي كشوري بسيار ثروتمند محسوب ميشد. بعد از برداشت محصول در ماه دسامبر مردم بنگلادش عملاً تا ماه ژوئن فعاليتي نداشتند و بنابراين مدت زمان شش ماه بيكاري دوران فراغت محسوب ميشد، در طول اين دوران به گاوبازي، جنگ خروسها و مسابقات قايقراني ميپرداختند. اغلب روستائيان امروزه اين نمادهاي فرهنگي را به اجرا در ميآورند. با افزايش تعداد جمعيت كشور بنگلادش تعداد بينندگان اجراهاي گوناگون فرهنگي رو به افزايش بوده است. در قرن 20 تئاتر امروزي و موزه هاي مدرن، كتابخانه هاي عمومي و سينماها به كشور بنگلادش و فرهنگ آن وارد شدند. با افزايش نرخ سواد در كشور تعداد تماشاچيان تئاتر، سينما، بازديدكنندگان موزه ها و افراد كتاب خوان افزايش يافت. اگرچه آگاهي عمومي نسبت به فعاليتهاي فرهنگي در كشور بنگلادش رو به فزوني است اما ارقام بدست آمده از تعداد تماشاچيان و بازديدكنندگان اماكن فرهنگي از نوسان زيادي برخوردار ميباشد كه اين موضوع خود منجربه تعطيلي تعدادي از مؤسسات فرهنگي كشور براي دوره هاي زماني خاص شده است. برآورد نسبي از تعداد بازديدكنندگان، تماشاچيان و خوانندگان آثار فرهنگي بنگلادش طي سالهاي 93 ِ 1994، 94 ِ 1995، 95 ِ 1996، 96 ِ 1997 به شرح ذيل ميباشد:

1- موزة ملّي بنگلادش داكا:

1994 ِ 1995، 93 ِ 1996، 94 ِ 1997، 95 ِ 96

756/47/6 ِ 952/06/6 ِ 652/72/4 ِ 711/77/6

2- موزه (Ahsan Manjll) داكا:

831/99/2 ِ 481/44/2 ِ 716/84/1 ِ 236/46/2

3- موزة (osmany) شهر :(sylhet)

360/18 ِ 997/13 ِ 667/9 ِ 535/13

4- موزة يادبود (Zia) شهر chittagong

830/21/3 ِ 944/60/2 ِ 575/99/1 ِ 341/02/2

5- سازمان صنايع دستي و هنرهاي فولكلور بنگلادش در Nerayangonj :

359/90/1 ِ 687/92/1 ِ 337/97/1 ِ 347/00/2

6- موزة ملي علوم و فنآوري داكا:

219/55/1 ِ 416/21/1 ِ 264/30/1 ِ 401/42/1

7- كتابخانة عمومي مركزي داكا:

712/19/8 ِ 886/87/8 ِ 971/10/8 ِ 681/63/8

موزة ياد بود sheikh Rahman :

587/99/4 ِ 287/69/5 ِ 972/56/10

روابط بين المللي فرهنگي

برقراري روابط با كشورهاي خارجي تحت نظارت و رسيدگي وزارت فرهنگ بنگلادش ميباشد. كشور بنگلادش با تمامي كشورهاي جهان به غير از اسرائيل روابط دوجانبه برقرار نموده است. تاكنون 57 سفارتخانه متعلق به كشورهاي مختلف سراسر دنيا در اين كشور تأسيس يافته است. هر يك از اين وزارتخانه ها نمايندههاي فرهنگي خاص خود را دارند. يك هيأت ويژة امور فرهنگي و هيأت غيررسمي مأمورين مطبوعاتي نيز در كشور به فعاليت ميپردازند. فعاليتهاي فرهنگي خارج از كشور تحت نظارت اين هيأتها، سفارتخانه ها و كنسولگرهاي فرهنگي داير در آن كشورها انجام ميگيرد. روابط منطقه اي جنوب شرقي قارة آسيا (SAARC) توسط 7 كشور، بنگلادش، هند، پاكستان، سري لانكا، نپال، بوتان (واقع در شمال هند) و كشور مالايو شكل گرفت. و شكل گيري اين اتحاد به اهميت روابط فرهنگي و قرار داشتن آن در زمرة يكي از اهداف اصلي كشورهاي جنوب آسيا اشاره ميكند. هر ساله جلسات سازمان روابط منطقه اي كشورهاي جنوب آسيا در يكي از كشورهاي عضو تشكيل شده و هنرمندان مشهور هر كشور جهت اجراي آثارشان به اين اجلاس دعوت ميشوند، در زمينة هنرهاي زيبا رابطهاي بين كشورهاي آسيايي برقرار شده است بطوري كه هر دو سال يكبار نمايشگاهي از هنرهاي زيباي آسيايي در شهر داكا پايتخت بنگلادش برگزار ميگردد. در طي برگزاري نمايشگاه هنرهاي زيبا هنرمنداني از كشورهاي مختلف آسيايي حضور به هم رسانده و علاوه بر نمايش آثارشان در مسابقات هنري اين نمايشگاه نيز شركت مي نمايند. در انتها به نفرات برتر رشته هاي هنرهاي زيبا جوايز و تقديرنامه هايي ارائه ميگردد. كشور بنگلادش داراي توافقنامه هاي فرهنگي دو جانبه با 40 كشور جهان ميباشد.

از اين 40 كشور 23 كشور آسيايي، 9 كشور آمريكايي و 8 كشور اروپايي ميباشند.

 

كليه حقوق اين پايگاه متعلق به دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي باشد. شرايط استفاده

ارتباط با مدير پايگاه: webmaster@iranculture.org