نروژ كشوري با جمعيت حدود 38/4 ميليون نفر و مساحتي بالغ بر 000/387
كيلومتر مربع ميباشد. موقعيت جغرافيايي كشور كه شامل آبشارها، كوهستانها و
دره هاي عميق ميباشد باعث گرديده است كه قلمرو كشور به چندين منطقه و ناحية
غير مشابه تقسيم گردد. كشور نروژ به 18 استان و منطقه و 448 شهرستان تقسيم
گرديده است. با استناد به مسائل تاريخي نروژ مي توان پي برد كه سنتهاي شهري از
رونق چنداني برخودار نبوده و تا دهة 1800 پايتخت نروژ (oslo) نفوذ اجرايي
چنداني نداشته است.
تا سال 1814 و تا الحاق كشور نروژ به اتحاديه اروپا قانون اساسي اين كشور،
به مدّت 400 سال تحت قوانين كشور دانمارك اداره ميگرديده است. طي اين دوران
سنتهاي فرهنگي ملي كشور نروژ هنوز ناشناخته باقي مانده بود.
در زمينة فرهنگ و سياست فرهنگي، زبان مطمئناً يكي از مهمترين پايه هاي
فرهنگي كشور را تشكيل ميدهد. كشور نروژ داراي دو زبان رسمي نوشتاري با عناوين
bokml و hynoysk و بينهايت لهجة محلي ميباشد. طي دوران national ِ romantic
ارتباط ميان هنر و هويت ملي و هنرمندان، مقامات و سياستمداران كشور بسيار
شگفت آور بود. مهمترين تفاوت موجود ميان سياست فرهنگي نروژ در اولين سالهاي پس
از جنگ و عصر حاضر در گنجاندن اهداف كلي در ابعاد سياست فرهنگي حال حاضر كشور
ميباشد.
طي دهههاي 70 و 80 كشور نروژ تبديل به جامعهاي چند فرهنگي گرديد. اين
رويداد نه تنها به علت وقوع مهاجرتهاي گسترده به كشور بلكه به دليل تغييرات
در شرايط زندگي و فرهنگي جمعيت samillapp و ارائه نقش پررنگتر آنان نسبت به
گذشته در فرهنگ و سياست كشور ميباشد. از جملة الويتهاي سياست فرهنگي كشور
نروژ مي توان به حفظ و توسعه زبان و فرهنگ اقليت سامي (sami) ساكن كشور اشاره
نمود.
كشور نروژ نمونة اصلي از مدل سازمان فرهنگي اروپايي شمالي است كه توسط بخش
دولتي اداره ميگردد. اين بخش در سطح بالاي سازماني قرار داشته و به طور مستقل
فعاليت مي نمايد.
شكل گيري سياست فرهنگي كشور نروژ پديدهاي متعلق به دوران پس از جنگ ميباشد.
قانونگذاري در اين زمينه در برگيرندة چندين بخش ويژه از قبيل ميراث فرهنگي
(شامل زبان نروژي و سامي sami )، كتابخانه هاي عمومي و كتابخانه هاي مدارس و
راديو و تلويزيون كشور ميباشد. هيچ قانون عمومي كه در برگيرندة كليه زمينه هاي
فرهنگي موجود در كشور باشد، وجود ندارد. احتمال وضع چنين قانوني مورد بحث و
بررسي قرار گرفته است. در دهة 70، وزارت آموزش و پرورش در ارتباط با
فعاليتهاي فرهنگي، گزارشهايي به دپارتمان ملي ارايه داد. از جمله اين گزارشات
مي توان به گزارش شماره 8 (سال 74-73) در ارتباط با سازماندهي و بودجه بندي
فعاليتهاي فرهنگي، گزارش شماره 52 (74-1973) ويژة سياست فرهنگي جديد و گزارش
شماره 41 (76-1975) ويژه هنرمندان جامعه اشاره نمود. اگرچه وضعيت اقتصادي
كشور طي دهة 80 راكد بود، اما گزارشهاي فرهنگي مهمي نيز از قبيل گزارش شماره
21 (84-1983) در ارتباط با فيلم در جامعة رسانه اي و گزارش شماره 23 (80-1984)
در ارتباط با سياست فرهنگي دهة 80 كشور، ارايه گرديد. با روي كار آمدن دولت
محافظهكار در سال 1981 گزارش شماره 27 (84-1983)، ويژه فعاليتهاي جديد در
سياست فرهنگي كشور نيز به اين مجموعه اضافه گرديد. بعدها گزارش رسانه اي با
شماره 84 (85-1984)، در خصوص سياست رسانه اي جديد كشور نيز به آن افزوده
گرديد. در سال 1992 در پاسخ به چالشهاي جديد در قلمرو فرهنگي گزارش ديگري تحت
عنوان گزارش شماره 61 (92-1991) kulturi tiden ، به پارلمان ملي ارايه گرديد.
گزارش ويژة سياست رسانه هاي كشور در سال 1993 تهيه گرديد. ايدهالهاي نظام
زندگي بهتر بر سياستهاي كشور نروژ تأثير گذاشته است كه امنيت اقتصادي بالاي
افراد و گروه هاي مختلف جامعه، كاهش بيثباتي، كاهش بيماري، بيكاري و تضمين
بهترين استاندارد ممكن در قبال خدمات اجتماعي براي تمامي شهروندان، از جمله
نمونه هاي آن به شمار ميروند.
دولت نروژ مسؤول استخدام هنرمندان كشور بوده و حق مذاكره در مواردي از
قبيل تعيين ميزان حقوق ماهيانه و حقوق اجتماعي را براي آنان قائل گرديده است.
از ژانويه 1990، مسؤوليت سياست فرهنگي ملي كشور نروژ بر عهدة وزارت فرهنگ
كشور قرار گرفت. وزارت فرهنگ نروژ چندين هيأت دولتي را به عنوان هيأتهاي
مشاور جهت تحت پوشش قرار دادن بخشهاي مختلف فرهنگي كشور در اختيار دارد. از
جملة مهمترين هيأتهاي مذكور، مي توان به انجمن فرهنگي نروژ كه در سال 1964
تأسيس گرديد اشاره نمود. هدف از برپايي انجمن مذكور تمركززدايي از سازمان
يارانه هاي فرهنگي دولت در جهت بهره گيري استانها و شهرستانهاي كشور از
يارانه هاي فرهنگي ميباشد. از جملة اصليترين وظايف انجمن مذكور مي توان به
موارد ذيل اشاره نمود:
1- تخصيص بودجه به پروژه هاي ويژه فرهنگي كشور
2- انجام فعاليتهاي آزمايشي كوتاه مدت فرهنگي
3- انجام مطالعات، تحقيقات و ارائه خدمات مشاوره فرهنگي
دولت نروژ به بحث و بررسي در خصوص مسائل فرهنگي كشور با مساعدت ديگر
وزارتخانه ها به ويژه وزارت امور خارجه و محيط زيست ميپردازد. وزارت امور
خارجه، سازمان فرهنگي خاص خود را دارد كه مسؤول انعقاد قراردادهاي فرهنگي با
كشورهاي ديگر ميباشد. اين گونه قراردادها شامل برنامه هاي تبادلات فرهنگي در
خارج از كشورهاي اروپاي شمالي و اشاعه فرهنگ نروژي در خارج ميباشد. از سال
1975 سازمانهاي فرهنگي كشور در سطوح محلي و منطقه اي طي انتخابات كميته هاي
فرهنگي استانها و شهرستانها تأسيس گرديدند. كميته هاي فرهنگي استانها و
شهرستانها بر امور مؤسسات محلي - منطقه اي و ملي نظارت مي نمايند كميته هاي
مذكور هم اكنون نقش تمركززدايي در حوزه هاي فرهنگي كشور را برعهده دارند.
مؤسسات فرهنگي غيردولتي
از جملة مهمترين مؤسسات غيردولتي فرهنگي كشور نروژ مي توان به سازمانهاي
برگزاركنندة دوره هاي آموزش بزرگسالان، فعاليت اجتماعي جوانان و ورزش اشاره
نمود. تقريباً كليه مؤسسات خيريه كشور به نوعي از حمايت دولت برخوردارند.
هنرمندان نروژي (نقاشان، مجسمهسازان، نويسندگان، مترجمان، عكاسان،
موسيقيدانان، شاعران و هنرپيشهها) اتحاديه صنفي تشكيل داده و از اين طريق از
منافع خود حمايت مي نمايند. اتحاديه هاي مذكور جهت مذاكره با وزارت فرهنگ نروژ
و در راستاي حفظ منافع اقتصادي، اعضاء منتخب خود را به اين وزارتخانه اعزام
مي نمايند.
هدف اصلي سازمان بودجه فرهنگي نروژ كه از طريق دولت تأمين اعتبار ميگردد،
ارتقاء هنر و حفظ فرهنگ جامعه ميباشد. در سال 1994 بودجه فرهنگي كشور نروژ بر
nkr 143 ميليون بالغ گرديد. در سال 1977 بودجه اي جهت تزئين هنري ساختمانهاي
جديد كشور اختصاص يافت. اين بودجه ميانگين حدود 1 درصد از كل ارزش ساختمانها
را در بر ميگيرد. در سال 1986 سيستم بودجه بندي جديدي در بخش دولتي ارايه
گرديد كه طبق آن دولت مركزي به تخصيص بودجه به مقامات استانها و شهرستانها
اقدام نمود. اعطاء يارانه هاي دولتي به مؤسسات فرهنگي از قبيل تأترها، موزه ها،
اركسترها و غيره بطور عمده در اين سيستم حذف گرديد. بر اساس پيشنهاداتي كه در
سال 1992 در كتاب سفيد
(White Book) ارائه گرديد تأترهاي بزرگ، موزه هاي هنري و اركسترهاي كشور به سه
طبقه تقسيم گرديد: مؤسسات ملي كه كاملاً تحت نظارت دولت قرار دارند، مؤسسات
جانبي يا مركزي كه از اهميت فرامنطقه اي برخوردار بوده و يارانه آنها تا حدي
از سوي دولت و تا حدي نيز از سوي دواير منطقه اي تأمين ميگردد و مؤسسات محلي
يا منطقه اي كه از طريق مجموعه هاي غيرمتمركز تأمين بودجه ميگردند. هدف سيستم
جديد بودجه بندي ارائة آزادي عمل بيشتر به مسؤولان و مقامات استانها به منظور
بهبود اقدامات اجرايي بر طبق شرايط محلي، بهينهسازي فرهنگي در بخش شهري و
دولت مركزي ميباشد.
بودجه هايي نيز به هنرمندان كشور اختصاص يافته كه يا از طريق مالياتهاي اخذ
شدة فرهنگي و يا پرداخت دستمزد به آثار آنها پرداخت ميگردد. در طرح توسعه
ملّي، امور فرهنگي كشور به عنوان بخش مهم سياست يكپارچه و همچنين به عنوان
بخشي از برنامه ريزيهاي ويژه كشور در نظر گرفته ميشوند.
سياست فرهنگي نروژ مشوّق تأسيس و ترويج تجارت در بخش هنر ميباشد اگرچه در
زمينة بازار كتاب، تهيه و توزيع كتاب به عهدة بخش اقتصاد خصوصي است، اما دولت
بر بازار ادبيات از طريق تثبيت قيمت كتابها، تضمين قيمت خريد و اعطاي معافيت
مالياتي نظارت دارد.
اهداف مشابهي در هنرهاي بصري به منظور بهبود شرايط كار و درآمد هنرمندان
پيگيري ميگردد. بر اساس پيشنهاد سازمانهاي هنري كشور، در سال 1994 كميته اي از
سوي وزارت فرهنگ، در خصوص توزيع بودجه و تضمين حداقل درآمد هنرمندان كشور
تشكيل گرديد.
لازم به ذكر است كه در كشور نروژ هنرمندان حرفه اي در زمان بازنشستگي
همچنان حداقل درآمد معادل سالانه 000/120 NKR را دريافت مي نمايند. فعاليتهاي
موسيقي تنها در حد محلي بودجه بندي شده، در حالي كه اركسترهاي سمفونيك حرفه اي
بزرگ در طرحهايي نظير يارانه هاي تأتر، بودجه بندي شده اند. علاوه بر افزايش
يارانه هاي دولتي، حوزه فرهنگي كشور نگرشهاي جديدي را در خصوص روشهاي متفاوت
بودجه بندي فرهنگي، اتخاذ نموده است.
قوانين فرهنگي
قانونگذاري فرهنگي در حوزه هاي سينما و ميراث فرهنگي كشور شامل زبان،
كتابخانه هاي عمومي و كتابخانه مدارس، حق چاپ و تكثير (كپي رايت)، راديو و
تلويزيون، آموزش بزرگسالان، ورزش و تفريح و سرگرمي به طور كامل اعمال ميگردد.
حفاظت فرهنگي، حفاظت از ارزشهاي غيرمادي (از قبيل زبان و سنتها) و ارزشهاي
مادي كشور (از قبيل اموال منقول و غيرمنقول) را شامل شده و از طريق وزارت
محيط زيست و وزارت فرهنگ كشور تأمين بودجه ميگردد. حفاظت فرهنگي همچنين بخشي
از سياست فرهنگي كشور نروژ بشمار ميرود كه در آن افراد و سازمانهاي خصوصي،
نقش مهمي را ايفا مي نمايند. لازم به ذكر است كه در اين خصوص تعداد 2 لايحه 9
ژوئن 1978 و لايحه 9 ژوئن 1989 به تصويب رسيده است. وزارت محيط زيست نروژ
مسؤول حفاظت از بناهاي يادبود تاريخي از قبيل اماكن قديمي، مراكز باستاني
و... ميباشد. وزارت فرهنگ كشور نيز مسؤوليت اداره، نظارت و حفاظت از آرشيوها،
موزه ها و فرهنگ غيرمادي كشور را برعهده دارد.
علاوه بر اين، انجمن فرهنگي نروژ نيز همچون هيأتهاي فرهنگي منطقه اي در
حوزة ميراث فرهنگي كشور از نقش مهمي برخوردار ميباشد.
امروزه كشور نروژ داراي 252 موزه و كلكسيون هنري ميباشد. طي 20 سال گذشته
تعداد بازديد كنندگان موزه هاي نروژ رو به افزايش بوده است. در دهة 80 اين
تعداد همچنان افزايش يافته و هم اكنون به مرز 6 ميليون نفر رسيده است. در سال
1975 طرح اعطاي يارانه به موزه هاي نيمه دولتي مستقر در استانها تصويب گرديد.
طرح مذكور بر اساس هيچ يك از قانونگذاريهاي ملّي صورت نگرفته بلكه با توافقات
جداگانه ميان دولت، استانها و شهرستانهاي كشور مبني بر بازپرداخت درصدي از
بودجه اجرايي به تصويب رسيده است.
بنابراين مسؤوليتهاي فرهنگي كشور ميان دولت و مسؤولين مناطق تقسيم گرديده
است. يارانه هاي دولتي بخش فرهنگ از حدود 15 ميليون NKR در سال 1982 به 90
ميليون NKP افزايش يافته كه امروزه تقريباً 300 موزه كشور را تحت پوشش قرار
ميدهد.
آموزش فرهنگي
قديميترين و جامعترين نوع آموزش فرهنگي در كشور نروژ در زمينة هنرهاي
تجسمي ميباشد. تعداد 2 دانشكدة تخصصي هنر و 3 دانشكده هنرهاي دستي دولتي با
حدود 700 دانشجو در نروژ تأسيس يافته امّا آموزش نويسندگان تا اين اندازه
جامع نيست. دوره هاي سه ماهه نويسندگي در دانشكده محلي و دوره هاي كوتاهتر در
نقاط ديگر كشور دائر ميباشد. هيچ نوع آموزش فيلمسازي بجز دوره هاي كوتاه مدت
دولتي در كشور نروژ وجود ندارد.
هنرهاي نمايشي
در حال حاضر تعداد 11 تأتر دولتي علاوه بر اپرا در كشور نروژ مشغول فعاليت
ميباشند. شهرهاي اسلو، برگن (Bergen) ، استوانتر (Stavanter) و تروندهيم
(Trondeim) هر يك از 3 تئاتر ثابت برخوردار ميباشند. هر يك از تئاترهاي مذكور
در 2 يا 3 سالن، به اجراي نمايش ميپردازند. علاوه بر اين، تئاترهاي منطقه اي
در استانهاي ترومس (Tromse) نرولند (Nordland) ميرگ رومسرال (Mireog romsdal)
و تلمارك (Telemark) وجود دارد. تئاترهاي سيار و اپرا در نروژ بودجة خود را
منحصراً از دولت مركزي دريافت مي نمايند. تئاتر سيار، مؤسسهاي دولتي ميباشد كه
از محلّ فروش بليط محصولات خود تأمين اعتبار مي نمايد. اپراي نروژ ارگاني با
مسؤوليت محدود است كه دولت حدود 80 تا 90 درصد از هزينة مخارجش را تحت پوشش
قرار داده است.
بودجه تئاترهاي دولتي رو به افزايش بوده و اين روند همگام با افزايش
بودجه هاي فرهنگي در دهههاي 70 و 80 صورت گرفته است. مبالغ تخصيص يافته دولتي
به صنايع تئاتر و اپرا در سال 1993، به 502 ميليون NKR افزايش يافت. آمار
رسمي طي سالهاي (1981-1972) نشان ميدهد كه شمار تماشاگران تئاتر (همچنين
اپرا) در نروژ بسيار ثابت بوده است. اين نمودار از 1/1 تا 4/1 ميليون نفر در
سال متغير ميباشد. پديده جالب در ارتباط با هنرهاي نمايشي كشور نروژ تشكيل
گروه هاي آزاد (تئاتر و رقص) ميباشد. در سال 1992 بين 60 تا 70، تئاتر حرفه اي
آزاد در كشور آغاز به فعاليت نمود. مهمترين منبع درآمد تئاترهاي آزاد كشور،
بودجه ملي ميباشد كه در سال 1992 به بيش از 2/11 ميليون NKR افزايش يافته
است.
تئاترهاي غيرحرفه اي كشور به صورت منطقه اي سازمان دهي شده و يارانه دولتي
دريافت مي نمايند.
هنرهاي زيبا و تجسمي
اتخاذ سياست فرهنگي مناسب در زمينة هنرهاي زيبا و تجسمي تا حدودي به بهبود
شرايط كاري هنرمندان و بهبود موقعيت نمايشگاههاي هنري كشور منجر گرديده است.
اين مساله باعث گرديده است كه هنرهاي تجسمي (بصري) و هنرهاي دستي كشور در
دسترس عموم قرار گيرند. نيمي از بودجه هاي دولتي كشور نروژ صرف مؤسساتي از
قبيل موزه ها، گالريهاي مختلف فرهنگي و هنري و نيمي ديگر به صورت يارانه، كمك
هزينه و دستمزد صرف هنرمندان كشور ميگردد.
حدود 30 درصد از هنرمندان نروژي، نقاش و مجسمهساز بوده و 70 درصد ديگر نيز
در حوزة هنرهاي دستي اشتغال دارند.
كشور نروژ داراي 2 موزة هنر ملي يعني گالري ملي و موزه هنرهاي معاصر
ميباشد. طي چند سال گذشته شمار بازديد كنندگان برخي از موزه ها و گالريهاي
هنري كشور افزايش يافته است. رشد شمار بازديدكنندگان نمايشگاههاي هنري متعلق
به گروه هاي اقتصادي - اجتماعي مختلف، قابل توجه بوده است.
ادبيات و محصولات ادبي
ادبيات و مطالعه صنايع ادبي از جايگاه ويژه اي در حيات فرهنگي كشور نروژ
برخوردار ميباشد. طبق آمار به دست آمده در سال 1972 تقريباً 70 درصد از جمعيت
كشور به مطالعة حداقل يك كتاب در سال و 20 درصد از جمعيت به مطالعة بيش از 20
كتاب در سال مبادرت مي نمايند. در تحقيقات سال 1987 ارقام مذكور به ترتيب به
80 % و 38% افزايش يافته است. نسبت خوانندگان بسيار فعال (كه طي يكسال بيش از
20 كتاب خواندهاند) از 17 به 20 درصد افزايش يافته است. پرداختن به ادبيات
داستاني (شامل رُمانها، داستانهاي كوتاه، شعر، نمايشنامه و مقاله) با هدف
بهبود وضعيت ادبيات داستاني كشور و سرمايه گذاري در زمينة كتابخانه هاي عمومي و
ملي از جملة مهمترين سياستهاي دولت نروژ در زمينة ادبيات و صنايع ادبي كشور
ميباشد.
پرداختن به امور كتابخانه هاي كشور از جملة سياستهاي فرهنگي كشور نروژ
محسوب ميگردد. با وجود اينكه تعداد 1377 كتابخانه در كشور نروژ وجود دارد،
امّا اين كشور در ميان كشورهاي اروپاي شمالي از پايينترين ميزان كتابخانه هاي
عمومي برخوردار ميباشد. كتابخانه هاي كشور نروژ را مي توان بر اساس اهدافشان به
دو گروه ذيل تقسيم نمود:
1- كتابخانه هاي تخصصي و تحقيقاتي
2- كتابخانه هاي عمومي (كه كتابخانه هاي مدارس را نيز در بر ميگيرد)
در سال 1985 با تصويب لايحة ويژه كتابخانه ها اين مراكز در كشور نروژ از
جايگاه خاصي برخوردار گرديند. كتابخانه هاي كشور نه تنها به عنوان مؤسسات
آموزشي ارائه دهندة ادبيات ملي و بين المللي بلكه به عنوان مراكز اطلاع رساني
به جوامع محلي مطرح ميباشند. امروزه كلية استانهاي كشور داراي كتابخانه
ميباشند. كتابخانه هاي مستقر در استانهاي كشور مسؤول امانت مستقيم كتاب نبوده،
بلكه وظيفه آنها ارسال كتابها به عنوان امانت به مسافتهاي طولانيتر و ارائه
خدمات مشاوره ميباشد.
كتابخانة ملي، در واقع به عنوان كتابخانة مادر به كلية كتابخانه هاي تخصصي
و علمي كشور، خدماتي نظير مستندسازي و اطلاع رساني را ارائه مي نمايد. كتابخانه
دانشگاه اسلو نيز به عنوان كتابخانه ملي محسوب ميگردد. در سال 1989 شعبهاي از
كتابخانه ملي در موايي رانا (Moi Rana) واقع در شمال نروژ افتتاح گرديد. مبلغ
179 ميليون NKR از بودجه فرهنگي سال 1993 به حوزة ادبيات و كتابخانه هاي كشور
اختصاص يافت.
برخلاف خدمات كتابخانهاي، خريد و فروش كتاب در نروژ در حيطه اختيارات بخش
خصوصي قرار دارد. تقريباً 400 كتابفروشي مستقل، 44 ناشر و تعداد زيادي كيوسك
به فروش آثار ادبي در كل كشور اقدام مي نمايند. حدود 500 نويسندة ادبي، 2000
نويسنده كتابهاي تخصصي و 300 مترجم در كشور نروژ به فعاليت ميپردازند. سرانة
فروش كتاب در نروژ در مقايسه با ساير كشورهاي اروپاي شمالي به طرز چشمگيري
افزايش يافته است. اگرچه خريد و فروش كتاب تحت نظارت بخش خصوصي صورت ميگيرد
اما سياستهاي فرهنگي دولت، چارچوبهاي محكمي جهت نگارش، انتشار و ترجمة آثار
ادبي بنا نهاده است. نگارش و انتشار كتاب در كشور نروژ از معافيت مالياتي
برخوردار بوده و اين معافيت در تجارت كتاب نوعي يارانه محسوب ميگردد. در سال
1989 اين يارانه هابه 500 ميليون NKP بالغ گرديد. ثانياً دولت به انعقاد
توافقنامه تجاري ميان ناشران و فروشندگان كتاب كشور و درج قيمتهاي ثابتي براي
كتابهاي مختلف اقدام نموده است.
طرح خريد آثار ادبي هنرمندان معاصر نروژ توسط دولت در سال 1965 تصويب
گرديد. طرح مذكور ويژه كشور نروژ بوده و هدف آن توسعة بازار كتاب ميباشد. طرح
خريد كتاب و پرداخت يارانه از جملة سياستهاي فرهنگي منحصر به فرد كشور نروژ
در زمينة كتاب ميباشد. اجراي طرح مذكور منجر به غناي بازار خريد و فروش كتاب
گرديده و منفعتي براي مؤسسه هاي خصوصي، طرحهاي خصوصي و نويسندگان ندارد. طرح
مذكور، خريد و فروش كتاب در بازار را افزايش داده و اقتصادي شكوفا و پويا را
براي آثار ادبي نروژيها به ارمغان آورده است. در سال 1992 حدود 200 عنوان
كتاب براي بزرگسالان و 100 عنوان كتاب براي كودكان و جوانان كشور خريداري
گرديد. در سال 1992 تقريباً 45 درصد از بودجه شوراي فرهنگي نروژ به اجراي
طرحهايي در زمينة آثار ادبي معاصر هنرمندان كشور اختصاص يافت.
موسيقي
دهة 80 دورة ارتقاء صنعت موسيقي كشور نروژ محسوب ميگردد. علاوه بر گسترش
فعاليت مؤسسات موجود موسيقي مؤسسات جديدي نيز تأسيس يافته اند. طي اين دوره
سالنهاي جديد كنسرت مطابق با آخرين استانداردهاي بين المللي احداث گرديده،
بسياري از مؤسسات آموزشي خصوصي از بودجه هاي دولتي بهره مند گشته، اركسترهاي
سمفونيك پيشرفت نموده و طرحهايي جهت استخدام موسيقيدانان منطقه اي به تصويب
رسيده است. اختصاص بودجة ملي به موسيقي نشان دهنده پيشرفت شايان اين صنعت در
كشور نروژ ميباشد. بودجه هاي دولتي بخش موسيقي از 146 ميليون NKP در سال 1990
به 217 ميليون NKR در سال 1993 افزايش يافته است. آمارهاي رسمي افزايش
ساليانه در شمار تماشاگران اركسترهاي سمفونيك نروژي طي 20 ساله گذشته را نشان
ميدهند.
در كنار تلاش گروه هاي حرفه اي، گروهها و اركسترهاي غيرحرفه اي، اركستر
مدارس، گروه هاي موسيقي سنّتي، گروه هاي موسيقي جاز، نوازندگان سازهاي برنجي و
گروه هاي موسيقي محلي نيز به فعاليت ميپردازند.
حدود 200 روزنامه با شيوة منظّمي در كشور نروژ منتشر ميگردند. اغلب
روزنامه هاي كشور از تيراژ بسيار بالا برخوردار بوده و ميزان آن در حدود 64/1
روزنامه براي هر خانوار نروژي تخمين زده شده است. اكثريت روزنامه هاي نروژي،
محلي بوده و اغلب آنها از حق انحصاري محلي برخوردار ميباشند. تنها روزنامه هاي
ملّي نروژ دو نشريه با قطع كوچك تحت عناوين وردنزگنگ Verdens Garg و
Dagoladet ميباشند كه در اسلو منتشر ميگردند.
در سال 1967، كميته دولتي مطبوعات، با اختصاص بودجه هاي فرهنگي بيشتر به
صنعت مطبوعات كشور، به ايجاد تنوع در ميان روزنامه هاي ملي، منطقه اي و محلي
اقدام نموده و از اين طريق رقابتي آزاد ميان روزنامه هاي مختلف با منافع و
ديدگاههاي سياسي متفاوت را فراهم آورده است.
لازم به فكر است كه روزنامه هاي كشور نروژ از پرداخت ماليات معاف ميباشند.
صنعت ضبط صدا (موسيقي) و راديو تلويزيون
شبكه راديو و تلويزيون نروژ با عنوان (NRK) مؤسسهاي كاملاً دولتي است. در
سال 1988، مؤسسه مذكور به ارگان مستقلي تبديل گرديد اما اين بدان معنا نبود
كه مؤسسه مذكور كاملاً آزاد و بدون نظارت دولت به فعاليت خود ادامه دهد.
پارلمان ملي كشور با تنظيم نرخ دستمزدها و ماليات تجهيزات راديو و تلويزيوني
ميزان درآمد سازمان NRK را مشخص نموده است. شبكه راديو تلويزيون ( NRK نروژ)
داراي 2 كانال تلويزيوني و 4 كانال راديويي ميباشد. اغلب برنامه هاي آموزشي
مربوط به موضوعاتي است كه در مدارس كشور تدريس ميگردد.
در سال 1988 لايحه راديو و تلويزيون محلي مورد تصويب قرار گرفت. خدمات
ماهواره اي اسكانديناوي در كشور نروژ از طريق شبكه هاي كابل و ديشهاي ماهواره
در دسترس ميباشد. در اسلو مي توان تا 72 كانال مختلف را دريافت نمود.
ضرورت وجود سياست رسانه اي نروژ به تأسيس كانال راديويي ملي خصوصي كشور
منجر گرديد. بودجه كانال راديويي مذكور از محلّ درآمد آگهي هاي تبليغاتي تأمين
ميگردد. طرح مذكور در سال 1991 به اجرا درآمد. در همان زمان پارلمان كشور طرح
ادارة 4 كانال راديويي توسط يك شركت تجاري را از تصويب مجلس گذراند.
صنعت فيلم و سينما
اولين لايحه ويژة سينما در كشور نروژ طي سال 1913 به تصويب رسيد. كلية
فيلمهايي كه در معرض نمايش قرار ميگيرند، بايد از تصويب هيأت سانسور دولتي
گذشته باشند. به علاوه نمايش فيلم و ويدئو در ملاء عام نياز به مجوز شهرداري
دارد. در واقع اين امر در اكثر نقاط كشور موجب انحصاري شدن سينماهاي كشور و
قرار گرفتن تملك آنها در اختيار شهرداريها گرديده است. در ژانوية 1988 لايحه
ويژة فيلم و ويدئوگرام جايگزين لايحة سينمايي سال 1913 گرديد. بر اساس لايحة
مذكور كليه افرادي كه در زمينه فروش و كرايه، نمايش فيلم و ويدئوگرام فعاليت
دارند مي بايستي تا مبلغ 5/2 درصد از كل درآمد خود را به عنوان ماليات تقديم
نهاد فيلم و سينمايي كشور نمايند. درآمد بدست آمده از اين مالياتها جهت انجام
امور مختلف در بخش فيلم و ويدئوي كشور مورد استفاده قرار ميگيرد.
در كشور نروژ ساليانه ميانگين تعداد 9-7 فيلم بلند توليد ميگردد. اكثر
فيلمها به واسطة حمايت دولت توليد ميشوند. اين گونه پشتيبانيها يا از سوي
مؤسسة فيلم نروژ و يا از سوي بزرگترين شركت توليدي فيلم كشور با عنوان (Norsk
Film) صورت ميگيرد. كشور نروژ همچنين داراي صندوق توليد مشترك تلويزيون و
سينما ميباشد. لازم به ذكر است كه صندوق مذكور از توليد فيلمهاي بلند حمايت
مالي مي نمايد.
كليّة فيلمهاي بلند كشور نروژ معادل 55 درصد از بودجه خود را از محلّ فروش
بليطهاي بخت آزمايي كسب مي نمايند. چنانچه فيلمي براي كودكان سنّي زير 10 سال
مناسب باشد، از يارانه 100 درصدي دولتي برخوردار ميگردد. در سالهاي اخير
استفاده از ويدئو در نروژ بسيار رايج گرديده است. در سال 1992 تعداد
000/060/1 دستگاه ويدئو و 000/10 دستگاه كرايهاي وجود داشت. به عبارت ديگر
تقريباً 60 درصد از جمعيت كشور به تجهيزات ويدئويي دسترسي دارند. خريد و فروش
و كراية فيلمهاي ويدئويي بر اساس لايحه جديد فيلم و ويديوگرام كمتر از قبل
تحت كنترل بوده و نيازي به كسب مجوّز ندارد.
پيشرفت كشور نروژ به عنوان جامعة چند فرهنگي در گرو حفاظت از ميراث فرهنگي
كشور است. لازم به ذكر است كه ميراث فرهنگي كشور شامل يادبودهاي فرهنگي مادّي
و ارزشهاي فرهنگي غيرمادي ميگردد. بين سالهاي 1972 تا 1987 نسبت جمعيت داراي
تحصيلات عالي تقريباً دو برابر شده است. اين امر موجب برقراري توازن ميان
ميزان مصرف و توزيع و توليد گرديده است.
مخارج عمومي حوزة فرهنگ در طول دوره طلايي دهة 70 به سرعت افزايش يافت. طي
سالهاي 1973 تا 1979 اين ميزان به معناي واقعي به 100 درصد رسيد. در طول دهة
80 هزينه هاي فرهنگي كشور همچنان از افزايش برخوردار بود. طي سالهاي 1980 تا
1985 اين ميزان تا 13 درصد افزايش يافت.
روند مهم ديگري كه در حيات فرهنگي امروز كشور نروژ نمايان است، تأثيرات
عميق و غيرقابل كنترل كشورها و ساير فرهنگها بر فرهنگ كشور ميباشد كه در
نتيجه ارتباطات بهتر، سفرهاي بيشتر و برنامه هاي تلويزيوني ماهواره اي و
ويديوگرامهاي خارجي ايجاد شده است. اين بدين معناست كه كشور نروژ در زمينة
فرهنگي، بخصوص در توازن ميان توليد و مصرف و همچنين ميان برنامه هاي داخلي و
خارجي با چالشهاي بزرگي روبرو ميباشد.
همكاريهاي بين المللي فرهنگي، بخش مكمل سياست فرهنگي كشور نروژ محسوب
ميگردد. افزايش توافق و تفاهم بين المللي از جملة اهداف كشور نروژ در زمينة
برقراري همكاريهاي بين المللي فرهنگي ميباشد. ترويج و معرفي فرهنگ نروژي به
خارج از كشور و معرفي محصولات فرهنگي خارجي در نروژ از جملة ديگر اهداف مهم
كشور ميباشد. كشور نروژ از طريق انعقاد قراردادهاي دو جانبه و چند جانبه و
حضور در سازمانها و كنفرانسهاي بين المللي در همكاريهاي بين المللي فرهنگي شركت
مي نمايد.
كشور نروژ با كشورهاي زيادي در سراسر جهان همكاريهاي فرهنگي دو جانبه
برقرار نموده است. اين كشور قراردادهاي فرهنگي دو جانبهاي را با 25 كشور
اروپايي به علاوه كشورهاي اسراييل، مصر و چين منعقد نموده است. از جملة
برنامه هاي فرهنگي دو جانبه مي توان به تبادلات ساليانة فرهنگي از قبيل برپايي
نمايشگاهها و مبادله هنرمندان اشاره نمود. استراتژي جديدي براي همكاريهاي
فرهنگي دو جانبه با كشورهاي جهان سوم در حال شكل گيري است. هيأت مديرة سازمان
توسعه همكاريهاي بين المللي نروژ با عنوان (NORAD) مسؤوليت تبادلات فرهنگي با
كشورهاي مذكور را بر عهده دارد. همكاريهاي چند جانبة فرهنگي شامل مشاركت و
برقراري ارتباط با سازمانهاي بين المللي از قبيل، اتحادية اروپا و سازمان
يونسكو نيز ميگردد.
شوراي اسكانديناوي به طرح چارچوبهاي اصلي همكاريهاي فرهنگي كشور نروژ با
ديگر كشورهاي اروپاي شمالي، همكاري و مشاركت در زمينه هاي مختلف فرهنگي و
همچنين تأمين بودجة طرحهاي فرهنگي كشورهاي اروپاي شمالي ميپردازد. همكاريهاي
فرهنگي اروپاي شمالي شامل برقراري ارتباط ميان سياستمداران اروپاي شمالي (از
طريق اتحادية اروپاي شمالي) و كارمندان دولتي اين كشورها ميگردد.
كشور نروژ به طور فعال از طريق اتحادية اروپا در همكاريهاي فرهنگي
اروپائيان شركت نموده و از نقش پررنگي در فعاليت كميته هاي تداركاتي مختلف
برخوردار ميباشد. كشور نروژ جهت مشاركت در فعاليتهاي سازمان يونسكو از حق
تقدم بالايي برخوردار ميباشد. كشور نروژ به عنوان يكي از اعضاء هيأت اجرايي
سازمان يونسكو نقش فعالي را در زمينة همكاريهاي آموزشي، علمي و فرهنگي سازمان
عهده دار ميباشد. از جملة اولويتهاي كشور نروژ در سازمان يونسكو، مي توان به
آموزش پايهاي تمامي اقشار جامعه در تمامي زمينه هاي فرهنگي، ميراث فرهنگي،
هويتهاي فرهنگي و ايجاد توسعه فرهنگي اشاره نمود.
كليه حقوق اين پايگاه متعلق به دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي باشد. شرايط استفاده